جامعه شناسی صنعتی

در عصری زندگی می کنیم که صنعت و فناوری به­ طور عمیق در زندگی انسان­ها وارد شده ­اند. در سطحِ خرد، غذایی که می ­خوریم، لباسی که می ­پوشیم، تلفن همراهی که استفاده می ­کنیم، صفحات اینترنتی که باز می ­کنیم، وسیله نقلیه ­ای که با آن به محل کار می رویم، کاری که انجام می ­دهیم، وسایلی که در محل کار مورد استفاده قرار می ­دهیم، همه به­ طور مستقیم و غیرمستقیم، محصولِ صنعت و فرآیندِ تولیدِ ماشینی هستند. در سطحِ کلان، جایگاه کشورها برحسبِ توسعه یافته، درحال توسعه، و عقب مانده، عمیقا متاثر از صنعت و فناوری است. تصور دنیای فعلی بدون صنعت، امکان ناپذیر است. در نتیجه گسترش صنعت و تداوم بی وقفه آن، تغییراتی شگفت انگیز در جمعیت، خانواده، اقتصاد، سیاست، مذهب، آموزش و پرورش و غیره، شکل گرفته است. صنعت و فناوری، توانایی جوامع انسانی را به گونه ای حیرت انگیز افزایش داده اما در همان حال، پیامدهای منفی گسترده ای نیز درپی داشته است. این امر باعث گردید، جامعه شناسی صنعتی جهت تحلیل پیوندهای جامعه و صنعت، و ارائه گستره ای از بینش ها، مفاهیم، ایده ها، نظریه ها، و یافته های تحقیقاتی، در راستای برنامه ریزی و سیاستگزاری صنعت و جامعه پدید آید. پذیرش صنعت و فناوری و مظاهر جامعه صنعتی در صد سال اخیر باعث شده است تغییرات شگرفی در ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه ایرانی پدید آید و مسائل اجتماعی متعددی چه در خودِ صنعت و چه ناشی از آن، گریبانگیر جامعه گردد که پاسخ های قانع کننده ای دریافت نکرده است. مجله جامعه شناسی صنعتی با هدف ارتقای دانش نظری و تجربی در پیوندهای بین صنعت، فرد، و جامعه، منتشر می شود و به دنبال آن است که به تبیین و مدیریت مسائل اجتماعی مرتبط با صنعت، فرد و جامعه کمک کند. برهمین مبنا، مقالات در حوزه های ذیل مورد استقبال می باشند.  

1.صنعت نخستین (کشاورزی، دامپروری، ماهیگیری، جنگلداری، معدن). 2.صنعت دومین (صنایع سنگین، سبک، کارگربر، سرمایه بر، پردازشی، تولیدی، و ...). 3. صنعت خدماتی (گردشگری، حمل و نقل، سرگرمی، ورزش، پزشکی، و ...). 4. صنعت چهارمین(مدیریت و پردازش اطلاعات و دانش، و...). 5. سازمان­ها. 6. کار، اشتغال، کارآفرینی. 7. محیط زیست. 8. علم و فناوری. 9. صنعتی شدن. 10. جهانی شدن. 11. نظام های اقتصادی(سرمایه داری، سوسیالیسم، اسلام و...). 12. توسعه. 13. مصرف. 14. تغییرات اجتماعی. 15.تحرک اجتماعی. 16. مهاجرت. 17. شهرنشینی. 18. بهداشت و بیماری. 19. فقر و نابرابری. 20. جرایم و انحرافات. 21. آموزش. 22. اعتصاب، اتحادیه های کارگری. 23. جمعیت. 24. رسانه های جمعی. 25. خانواده، و غیره.

«مجله جامعه شناسی صنعتی» با «انجمن ایران شناسی ایران»، تفاهم نامه همکاری دارد.

  • حوزۀ تخصصی: صنعت و جامعه 
  • ناشر: دانشگاه یاسوج
  • زبان مجله: دو زبانه؛ فارسی با چکیده انگلیسی
  • نوبت انتشار: دو فصلنامه
  • نوع انتشار: الکترونیکی
  • زمان داوری: بازه زمانی دو تا چهار ماه 
  • نوع داوری: حداقل دو داور، دوسویه‌ ناشناس و یک داور تطبیقی
  • دسترسی به مقاله‌ها: آزاد و رایگان (تمام متن)
  • ایمیل مجله:   jis@yu.ac.ir

فرم های تعهدنامه و تعارض منافع و الگوی تدوین مقاله را از صفحه راهنمای نویسندگان دریافت نمایید.

مجله جامعه شناسی صنعتی با احترام به قوانین اخلاق در نشریات تابع قوانین کمیتة اخلاق در انتشار (COPE) می‌باشد و از آیین‌نامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می‌نماید.

  مقالات ارسالی برای مجله جامعه شناسی صنعتی پیش از انتشار از طریق سامانه سمیم نور مشابهت‌یابی می‌گردند.

صنعت خدماتی (گردشگری، حمل و نقل، سرگرمی، ورزش، پزشکی و غیره)

بررسی تأثیر وقفه‌های کاری بر بهزیستی با نقش میانجی نشخوار فکری در کادر درمان صنعت پزشکی

صفحه 1-19

https://doi.org/10.22034/jis.2025.2030174.1009

محسن اخوان مهدوی، ریحانه رحیم زاده

چکیده مقدمه: در نتیجه نفوذ گسترده فناوری های نوین به ویژه اینترنت و تلفن همراه در زندگی کارکنان، وقفه های کاری به چالشی مهم در سازمان ها تبدیل شده اند. ایمیل، پیامک، تماس های تلفنی و غیره، برخی از شایع ترین زمینه های شکل گیری وقفه های کاری هستند که کارکنان را از وظایف کاری معمول شان منحرف می سازند. حسب شواهد، وقفه های کاری پیامدهای منفی زیادی بر سازمان دارند. وقفه های کاری در همه سازمان ها اتفاق می افتند اما در صنعت پزشکی از حساسیت بیشتری برخوردارند. بدلیل شیوع وقفه­ های کاری در بین کارکنان سازمانها در ایران، این پژوهش تلاش کرده است اثر وقفه‌های کاری بر بهزیستی با نقش میانجی نشخوار فکری را در کارکنان صنعت پزشکی بررسی کند.

روش: نوع تحقیق بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس روش و نحوه گردآوری داده ها، پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه کادر درمان بیمارستان شهید چمران تهران (مرکز تخصصی دندان‌پزشکی شهید فخری‌زاده) به تعداد 305 نفر می‌باشد که 260 نفر از آنان به روش احتمالی تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت سنجش بهزیستی، نشخوار فکری و وقفه های کاری به ترتیب از پرسشنامه‌های بهزیستی کارول ریف (1989)، نشخوار فکری نولن- هوکسما و مارو (1991) و وقفه‌های کاری یو و لی (2007) استفاده شد. این پرسشنامه ها در تحقیقات پیشین تعیین اعتبار شده و در شرایط جامعه ایران مورد استفاده قرار گرفته اند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادله ساختاری در نرم افزار Amos استفاده گردید.
 
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که وقفه‌های کاری با ضریب 51/0 بر بهزیستی تأثیر معنادار دارد و با ضریب 04/0- بر نشخوار فکری تأثیر معنادار ندارد. نشخوار فکری با ضریب تأثیر 19/0- بر بهزیستی تأثیر معنادار داشته است. همچنین نشخوار فکری رابطه وقفه‌های کاری و بهزیستی کادر درمان بیمارستان شهید چمران تهران (مرکز تخصصی دندان‌پزشکی شهید فخری‌زاده) را میانجی‌گری نمی‌کند. مربع ضریب همبستگی چندگانه نشان می دهد که وقفه‌های کاری و نشخوار فکری به میزان 31 درصد، واریانس متغیر وابسته بهزیستی را تبیین می کنند.

نتیجه‌گیری: با استناد به یافته های تحقیق، نتیجه گیری پژوهش این است که وقفه‌های کاری با فعال کردن عاطفه مثبت با توجه به ماهیت شغلی کادر درمان، باعث ارتقای بهزیستی می‌شود. کادر درمان به وقفه‌های متعدد و مکرر در محیط کاری خود عادت کرده‌اند و از این جهت استرس زیاد و نشخوار فکری را برای آنها به همراه نخواهد داشت و همین عامل تبیین‌کننده عدم وجود نقش میانجی نشخوار فکری در رابطه وقفه‌های کاری و بهزیستی کادر درمان می‌باشد.

صنعت خدماتی (گردشگری، حمل و نقل، سرگرمی، ورزش، پزشکی و غیره)

تحلیل ساختاری تفسیری عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر مشارکت مردم در بازار بورس اوراق بهادار

صفحه 20-46

https://doi.org/10.22034/jis.2025.2024574.1007

سید صمد بهشتی، علی اکبر فرزین فر، مرضیه برخورداری ناغانی

چکیده مقدمه: دستیابی به توسعه، هدفی مطلوب برای بسیاری از کشورها، از جمله ایران، است. این هدف مهم جز از طریق انباشت سرمایه و وجود یک بازار سرمایه قوی امکان‌پذیر نیست. بورس اوراق بهادار، به عنوان مهم‌ترین بخش بازار سرمایه، در کنار بازار پول، زیرمجموعه‌ای از بازار مالی ایران و نماد بخش تولیدی اقتصاد کشور است که اساساً هدف آن بسیج منابع پولی برای فعالیت‌های تولیدی است. اگرچه این بازار در طول دهه گذشته از نظر حجم و ارزش معاملات و تعداد شرکت‌های فعال رشد قابل توجهی داشته است، اما بررسی داده‌ها و اطلاعات مربوط به این بازار نشان می‌دهد که این بازار در جایگاه واقعی خود قرار ندارد و در مقایسه با بازارهای سایر کشورها، نقش قابل توجهی در توسعه اقتصادی کشور ایفا نمی‌کند. بنابراین، این تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال است: چه عواملی بر مشارکت عمومی در بازار سهام تأثیر می‌گذارند؟
روش: این تحقیق با روش کیفی و با استفاده از تکنیک مدل­سازی ساختاری تفسیری نگاشته شده است. میدان مطالعه این تحقیق متخصصانی هستند که به مسایل اجتماعی و اقتصادی ایران اشراف داشته و خود از فعالان بازار بورس هستند. شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند و با استفاده از شیوه گلوله برفی بود ه­است. 21 نفر متخصص، جمعیت نمونه این تحقیق را تشکیل داده اند. ابزار جمع آوری اطلاعات فیش برداری از اسناد و ادبیات مربوط به موضوع و نیز مصاحبه با نمونه تحقیق بوده است.
یافته ها: یافته‌ های این تحقیق نشان می‌دهد که عوامل کلان و ساختاری، تعیین‌کننده مشارکت عمومی در بازار سهام هستند. بر اساس قدرت محرک (نفوذ) و وابستگی، چهار گروه (خوشه) از عناصر شناسایی شدند: منطقه مستقل: مؤلفه‌های سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل کلان سیاسی، ارزش‌ها و همنوایی اجتماعی در منطقه مستقل قرار گرفتند (به این معنی که نفوذ بالا و وابستگی کم دارند). منطقه خودمختار: مؤلفه گروه‌های مرجع در منطقه خودمختار مشاهده شد. منطقه وابسته: مؤلفه‌های ویژگی‌های شخصیتی و اعتماد در منطقه وابسته مشاهده شدند (به این معنی که نفوذ کم و وابستگی زیاد دارند). مرز/سایر: سه مؤلفه - فرهنگ اقتصادی، رسانه و نگرش - در مرز بین مناطق متصل و مستقل قرار دارند. متغیر آگاهی در مرز بین مناطق متصل و وابسته قرار دارد.
نتیجه گیری: با سیاست گذاری دقیق تر و تغییر سیاست های اقتصادی فعلی، فعال کردن بازار بورس بر حسب عوامل شناخته شده این تحقیق و همچنین عدم دخالت دولت در این بازار می توان جایگاه بازار بورس را در بازار مالی ایران اعتلا بخشید و در مسیر توسعه اقتصادی قدم برداشت.

صنعتی شدن

ضرورت مواجهه ­ای جامعه ­شناختی با صنعت و فناوری در ایران: پیشنهادهایی برای آینده

صفحه 47-65

https://doi.org/10.22034/jis.2026.2077675.1043

ابوالفضل مرشدی

چکیده مقدمه: با اینکه صنعت و فناوری زیربنای مادی جامعه مدرن محسوب می­شود و در ساخت مدرنیته ایرانی نیز نقش کلیدی ایفا نموده است، جامعه ­شناسان ایرانی توجه چندانی به آن نداشته و کمتر آن را موضوع مطالعه قرار داده اند. حاصل آنکه، مباحث جامعه ­شناختی صنعت و فناوری که می­تواند اثرات شگرفی بر تحولات جامعه ایران داشته باشد، به یکی از مباحث حاشیه ­ای در جامعه ­شناسی ایران تبدیل شده است. تداوم این امر باعث می­شود شناخت تحولات جامعه ایرانی و تبیین آنها از منظر جامعه ­شناختی با چالش­ های مهمی مواجه باشد. براین مبنا، پژوهش حاضر به دنبال آن است که ضمن برشمردن اهمیت توجه جامعه شناختی به این دو مقوله در ایران و مروری بر برخی مطالعات جامعه ­شناختی در این دو حوزه، علل در حاشیه ماندن این رشته را واکاوی کند و پیشنهادهایی را برای ورود جدی ­تر جامعه ­شناسان ایرانی به مباحث صنعت و فناوری ارائه نماید. 

روش: این پژوهش از نوع تحلیلی-نظری است که با توجه به ماهیت موضوع به روش «اسنادی» انجام شده است. در پژوهش اسنادی، پژوهشگر داده­ های خود را درباره کنشگران، وقایع، و پدیده ­های اجتماعی، از بین منابع و اسناد جمع ­آوری می­کند و ضمن دسته ­بندی آنها مبتنی بر بینش­ های نظری، تحلیل خود را ارائه می­دهد.
 
یافته­ ها: با توجه به نتایج، برخی از دلایل عمده مغفول ماندن جامعه ­شناسی صنعت و فناوری در ایران، موارد زیر است: 1) عدم تجربه زیستة جامعه ­شناسان در حوزه صنعت و فناوری و عدم ارتباط موثر و معنادار میان رشته ­های علوم انسانی و اجتماعی با رشته ­های فنی-مهندسی. 2) قرار دادن مقوله صنعت و فناوری ذیل مقولة کلی نظام سرمایه ­داری در تحلیل ­های جامعه ­شناختی. 3) فروکاست توسعه صنعتی و فناوری به ابعاد فنی و زیرساختی و واگذاری مطالعة این ابعاد به اقتصاددانان و فروکاست جامعه ­شناسیِ صنعت به جامعه ­شناسیِ «کار و شغل» یا جامعه ­شناسی «سازمان». 4) غلبه پارادایم «آسیب ­شناسی» و «تأثیرات اجتماعی» در جامعه­ شناسی ایران.

نتیجه گیری: ­با توجه به اهمیت فراگیر صنعت و فناوری در جامعه ایران و اثرات شگرف آن بر تغییر و تحولات جامعه، ضرورت دارد صنعت و فناوری در سه سطح خرد، میانی، و کلان مورد توجه جامعه ­شناسان قرار گیرد که برخی از مهمترین آنها از این قرار است: 1) در سطح خرد، «بهره ­وری نیروی انسانی» در درون واحدهای صنعتی. 2) در سطح میانی، «شبکه روابط» میان واحدهای صنعتی مانند مطالعه «مناطق و خوشه ­های صنعتی»، «تشکلها و انجمن ­های صنعتی» و «زیست ­بوم فناوری» و چگونگی درهم­ تنیده شدن مؤلفه ­های اقتصادی و صنعتی با مؤلفه ­های فرهنگی و اجتماعی و تاریخی هر منطقه. 3) در سطح کلان، مسئولیت اجتماعی صنعت.

محیط زیست

تحلیل جامعه­ شناختی رابطه پایگاه اقتصادی- اجتماعی و رفتار محیط‌زیستی ساکنان کلان شهر شیراز

صفحه 66-84

https://doi.org/10.22034/jis.2025.2068456.1037

اصغر میرفردی، درنا سلامتیان

چکیده مقدمه: امروزه کلان‌شهرها با چالش‌های متعددی در ابعاد کالبدی، زیست‌محیطی، اجتماعی و فرهنگی مواجه اند. رشد شهرنشینی و جمعیت، پیامدهای زیانباری برای این شهرها بدنبال داشته است. شیراز، به عنوان یکی از کلان‌شهرهای ایران، با مشکلات زیست‌محیطی گوناگونی روبروست که سهم انسان در ایجاد آن‌ها قابل توجه است. این مشکلات ریشه در رفتار مادی‌گرایانه، سلطه‌جویانه و توسعه‌طلبانه انسان معاصر دارند. نظر به اینکه، بخش قابل توجهی از باورها و رفتارهای شهروندان با جایگاه اجتماعی آن‌ها مرتبط است، پایگاه اقتصادی-اجتماعی یک عامل مهم در شکل‌گیری رفتار زیست‌محیطی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت رفتار زیست‌محیطی و ارتباط آن با پایگاه اقتصادی-اجتماعی انجام شده است.

روش: این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری، ساکنان ۱۸ سال به بالای شهر شیراز بود که نمونه‌ای ۴۰۰ نفری از آن‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب با حجم انتخاب گردید. رفتار محیط‌زیستی با مقیاس میرفردی و همکاران (۱۳۹۶) و پایگاه اقتصادی-اجتماعی با مقیاس رادمان (۱۳۹۶) سنجیده شد. برای اعتبارسنجی، از اعتبار صوری استفاده شد و پایایی ابزار با روش آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت که مقدار آن برای رفتار زیست‌محیطی 85/0 و برای پایگاه اقتصادی-اجتماعی 72/0 بود.

یافته‌ها: براساس یافته­ های توصیفی، میانگین پایگاه اقتصادی-اجتماعی پاسخگویان 3/13 و میانگین رفتار محیط زیستی 3/37 است. نتایج نشان داد، پایگاه اجتماعی- اقتصادی و سن با رفتار محیط‌زیستی رابطه مستقیم و معناداری دارند. به علاوه، تفاوت معناداری بین میانگین رفتار محیط‌زیستی زنان و مردان وجود دارد و زنان، رفتار محیط‌زیستی مسئولانه‌تری دارند. همچنین، بین رفتار محیط زیستی با توجه به میزان تحصیلات، میزان تحصیلات پدر، میزان تحصیلات مادر و وضعیت تأهل، تفاوت معناداری وجود دارد. افراد با تحصیلات دکتری، تحصیلات دکتری پدر و مادر و متأهل‌ها، رفتار محیط زیستی مسئولانه‌تری دارند. تحلیل رگرسیونی نشان داد متغیرهای مستقل مورد بررسی توانستند 14 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند.

نتیجه‌گیری: بررسی نقش پایگاه اقتصادی- اجتماعی در رفتار محیط زیستی، نیازمند توجه به تمایزات درون پایگاهی و نوع رفتارهای محیط زیستی است. در جامعه مورد مطالعه، طبقات متوسط و بالاتر رفتار مسئولانه تری نسبت به محیط زیست گزارش کردند. از آنجا که محرومیت‌های اقتصادی و اجتماعی بر اولویت‌بندی و رفتار افراد نسبت به محیط زیست تأثیر می‌گذارد، اجرای سیاست‌هایی برای کاهش فقر و ارائه آموزش‌های مؤثر برای تغییر نگرش و رفتار زیست‌محیطی ضروری به نظر می‌رسد. همچنین، استفاده از ظرفیت‌های آموزش رسمی و غیررسمی می‌تواند در تقویت نگرش‌ها و ترویج رفتارهای مسئولانه زیست‌محیطی نقش مهمی داشته باشد و به ویژه جوانان و نوجوانان را به سمت این‌گونه رفتارها سوق دهد.

محیط زیست

بررسی عوامل مؤثر بر کاهش تولید زباله با استفاده از نظریه­ ی رفتار برنامه ریزی شده

صفحه 85-102

https://doi.org/10.22034/jis.2025.2057373.1028

رستا صادق نیا، احسان کهنسال خوب

چکیده مقدمه: در ایران شهرنشینی سریع، توسعه اقتصادی و تغییر الگوهای مصرف منجر به افزایش تولید کلی زباله شده است. برآوردها نشان می‌دهد که میانگین تولید زباله‌ی جامد تقریباً 0.63 کیلوگرم به ازای هر نفر در روز است که بر نیاز فوری به استراتژی‌های مدیریت پسماند موثر برای مقابله با این مشکلِ رو به رشد تاکید می‌کند. اولین مرحله از سلسـله مراتـب مـدیریت جـامع پسـماند،  کـاهش تولید زباله در مبـدا می­باشد که نسبت به روش های بازاستفاده و بازیافت کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر کاهش تولید زباله با استفاده از نظریه­ی رفتار برنامه­ ریزی شده است.
روش: این پژوهش در چارچوب روش­شناسی کمی و با استفاده از روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری، افراد 15 سال و بالاتر در شهر آبادان است که 395 نفر  به روش نمونه­ گیری تصادفی چند مرحله ­ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته و پرسشنامه استاندارد بوده است. جهت تعیین اعتبار پرسشنامه ­ی کاهش تولید زباله، اعتبار صوری و محتوا و جهت تعیین پایایی این پرسشنامه از روش آزمون- آزمون مجدد استفاده گردید که ضریب توافق برابر با 91/0 به دست آمد. به علاوه، جهت سنجش اعتبار پرسشنامه های هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری ادراک شده از اعتبار سازه به روش تحلیل عاملی تاییدی و جهت بررسی پایایی از روش آلفا کرانباخ استفاده گردید.
یافته‌ها: طبق نتایج تحقیق، رابطه‌ی معناداری بین نگرش‌های زیست‌محیطی با کاهش زباله بدست نیامده است ولی رابطه­ی بین هر دو بعدِ هنجارهای ذهنی (توصیفی و تأکیدی) با کاهش زباله مثبت و معنادار است و در این میان، بعد توصیفی به مراتب قوی تر از بعد تاکیدی است. همچنین، بین کنترل رفتار ادراک شده با کاهش زباله رابطه­ ی معنا­داری وجود دارد و طی آن، بین کنترل درونی با کاهش زباله رابطه ­ی مثبت و معنا­دار و بین کنترل بیرونی با کاهش زباله رابطه ­ی منفی و معنا‌دار دیده می شود.  میانگین کاهش زباله در میان افراد مجرد و متأهل و گروه­های مختلف تحصیلی دارای تفاوت معناداری است. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داده است متغیرهای وارد شده در تحقیق می­توانند 20/0 واریانس متغیر وابسته کاهش تولید زباله را تبیین ­کنند. بیشترین تأثیر مربوط به هنجارهای ذهنی تأکیدی و کنترل رفتار ادراک شده بیرونی است.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها، اهمیت هنجارهای ذهنی و کنترل رفتار ادراک شده را در رفتار کاهش زباله تأیید می‌کند. تأکید ویژه بر نقش قوی‌تر هنجارهای توصیفی و تأثیر منفی کنترل بیرونی، می­تواند بینش‌های ارزشمندی برای طراحی مداخلات مؤثر در مدیریت پسماند ارائه ‌دهد.

توسعه

راهبردهای مقابله­ با چالش­ های توسعه­ شرکت­ های دانش ­بنیان و واحدهای فناور در استان خوزستان

صفحه 103-120

https://doi.org/10.22034/jis.2025.2072819.1038

مهران بندری، علی حسین حسین زاده، کریم رضادوست

چکیده مقدمه: دانش و نوآوری، اساسی­ترین عامل پیشرفت در عرصه ­های صنعتی و اقتصادی محسوب می­گردد. شرکت ­های دانش ­بنیان به ‌منظور تحقق بخشیدن به این هدف و به ‌منظور عملیاتی‌کردن آموخته ­های نظری و دانشگاهی در صنعت ایجاد شده­اند. ظهور شرکت­ های دانش ­بنیان در دهه ­های اخیر به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد دانش­ محور، جایگاه ویژه­ ای در ارتقای تولید، خلق ارزش افزوده و افزایش رفاه اجتماعی یافته است. با این حال، شرکت ­ها در مسیر توسعه با چالش ­های متعددی مواجه هستند که در بستر استان خوزستان این مشکلات نمود بیشتری یافته ­اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی راهبردهای غلبه بر چالش ­های توسعه شرکت ­های دانش ­بنیان در این  استان صورت گرفت.

روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بهره گیری از روش نظریه داده­ بنیاد صورت گرفت. مشارکت کنندگان، نخبگان استان شامل 44 نفر از استادان دانشگاه مرتبط با فعالیت ­های دانش­ بنیانی و مدیران شرکت­ های دانش­ بنیان و واحدهای فناور بودند. نمونه‌گیری تحقیق، نمونه ­گیری نظری و تکنیک جمع‌آوری داده­ ها مصاحبه عمیق و نیمه­ ساختاریافته بود.

یافته‌ها: تحلیل یافته ها منجر به استخراج راهبردها در دو سطح گردید. در سطح شرکت ­های دانش­ بنیان، «داشتن برنامه تخصصی منطبق با شرایط اقتصادی کشور»، «تعریف پلن ­های مختلف درآمدی»، «تأمین مالی غیر تسهیلاتی»، «ساخت محصول تقاضامند»، «تنوع بخشیدن به سبد تولیدی و تولید محصولات جانبی»، «تولید محصول با محوریت فروش به مردم»، «ایجاد فضای کارگاهی»، «ایجاد تعاونی دانش». در سطح نهادی سازمان­ های متولی شرکت ­های دانش ­بنیان و واحد­های فناور، «ایجاد رده ­بندی شرکت ­های دانش‌بنیان»، «وجود مراکز بلا استفاده دولتی در سطح شهرستان­ها»، «رده‌بندی اقتصادی شرکت­ها»، «فراهم‌کردن فرصت برای ورود سرمایه­ گذار به شرکت».

نتیجه‌گیری: براساس یافته ها، به ‌کارگیری راهبردها باید در دو سطح انجام شود. برخی را خود شرکت­ها و برخی دیگر را سازمان ­های مرتبط با شرکت‌‌های دانش ­بنیان یعنی پارک های علم‌ و فناوری و مراکز رشد دانشگاه­ها باید انجام دهند. این اقدامات نه ­تنها ریسک شکست شرکت­های دانش ­بنیان و واحدهای فناور را کاهش می­دهد بلکه انعطاف پذیری و تاب آوری شرکت­ها را نیز افزایش می­بخشد. توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان نه صرفاً با اتکا به ایده‌های فناورانه، بلکه با طراحی راهبرد های جامع مدیریتی، مالی و نهادی و تعامل سازنده میان شرکت‌ها و نهادهای پشتیبان امکان‌پذیر است. 

بهداشت و بیماری

نقش واسطه‌ای احساس تنهایی در رابطه بین مدت‌زمان استفاده از گوشی هوشمند و اعتیاد به آن

صفحه 121-140

https://doi.org/10.22034/jis.2025.2074619.1039

صفا مجبل علی الجبوری، محمدرضا فیروزی، سحر جهانبخش گنجه

چکیده مقدمه: امروزه گوشی‌های هوشمند به ابزاری جدایی‌ناپذیر در زندگی افراد، به ویژه نوجوانان دانش‌آموز، تبدیل شده‌اند. این دستگاه‌ها با قابلیت‌های پیشرفته رایانه‌ای، امکان دسترسی به سرگرمی، شبکه‌های اجتماعی، ایمیل، منابع علمی و ارتباط با همکلاسی‌ها را فراهم می‌کنند. علی‌رغم مزایای فراوان در تسهیل ارتباطات و دسترسی به اطلاعات، نگرانی‌های جدی درباره استفاده افراطی و پتانسیل اعتیادآور آنها پدید آمده است که لزوم مدیریت صحیح و آگاهانه را ضروری می‌سازد. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه‌ی بین مدت زمان استفاده و اعتیاد به گوشی‌های هوشمند با نقش واسطه‌ای احساس تنهایی بود.

روش: این پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه دانش‌آموزان مقطع متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 1404-1403 بود که تلفن همراه داشتند و 282 نفر به عنوان نمونه تعیین و بر اساس پیشنهاد کلاین و با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی چندمرحله‌ای انتخاب شدند. داده‌های مورد نیاز از طریق پرسشنامه‌ی اعتیاد به تلفن همراه، مقیاس احساس تنهایی عاطفی و اجتماعی بزرگسالان، و پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته در مورد مدت زمان استفاده از اینترنت جمع‌آوری گردید. برای تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی پیرسون و روش مدل‌سازی معادلات ساختاری بهره گرفته شد.

یافته­ ها: یافته ها نشان داد، 11 درصد از واریانس اعتیاد به گوشی‌های هوشمند توسط مدت زمان استفاده از این دستگاه‌ها و احساس تنهایی تبیین می‌شود. مدل برازش شده نشان داد، مدت زمان استفاده از اینترنت تاثیر مستقیم و مثبت بر اعتیاد به تلفن همراه(17/0=β)  و احساس تنهایی (29/0=β) دارد. همچنین احساس تنهایی تاثیر معناداری بر اعتیاد به تلفن همراه (23/0=β) داشته و اثر غیرمستقیم مدت زمان استفاده از اینترنت بر اعتیاد به تلفن همراه از طریق احساس تنهایی (07/0=β) است که معنا­دار و قابل توجه است.
 
نتیجه‌گیری: نوجوانانی که از تعاملات اجتماعی واقعی فاصله گرفته و احساس انزوا و تنهایی را تجربه می‌کنند، اغلب به فضای مجازی و تلفن همراه روی می‌آورند تا از احساسات منفی و موقعیت‌های ناخوشایند بگریزند. این امر می‌تواند به افزایش خطر اعتیاد به این دستگاه‌ها منجر شود. بنابراین، توجه به ابعاد روانشناختی و تنظیم زمان استفاده از تلفن همراه برای پیشگیری مؤثر از اعتیاد در این گروه سنی ضرورت دارد. همچنین، آموزش مهارت‌های مقابله‌ای و تقویت حمایت‌های اجتماعی می‌تواند نقش مهمی در کاهش احساس تنهایی و به تبع آن کاهش گرایش به اعتیاد تلفن همراه ایفا کند.

جرایم و انحرافات

رابطه شاخص‌های اقتصادی اجتماعی و فساد در ایران در دوره 1403-1382: مطالعه سری زمانی

صفحه 141-167

https://doi.org/10.22034/jis.2025.2075940.1040

مریم مختاری، سیروس احمدی، مجید جبار

چکیده مقدمه: فساد یک موضوع چالش برانگیز در همه کشورهای دنیا به ویژه کشورهای درحال توسعه است. در دنیای صنعتی نوین به دلیل تولید بیشتر ثروت، انگیزه های فساد مضاعف شده و زمینه های وقوع آن بیشتر شده است. در ایران نیز در دهه های اخیر و سرعت گرفتن روند نوسازی جامعه، فساد گسترش یافته و به یک مساله مهم اجتماعی تبدیل شده است. اگرچه، در ایران، تلاشهای زیادی برای مبارزه با فساد صورت گرفته و قوانین متعددی به تصویب رسیده اند، اما این پدیده به ویژه در سال های اخیر شیوع بیشتری یافته است. بدون تردید، تداوم این وضعیت، پیامدهای زیان باری به دنبال خواهد داشت. پژوهش حاضر تلاش کرده است، فساد را در ایران برمبنای شاخصهای توسعه اقتصادی و اجتماعی در یک دوره بلندمدت مورد بررسی قرار دهد.
روش: پژوهش حاضر از نوع کمی- طولی است که به روش سری زمانی انجام شده است. در این پژوهش رابطه شاخص های اقتصادی شامل بیکاری و تورم و نیز شاخص های اجتماعی مانند آزادی های سیاسی/مدنی و نفوذ اینترنت با فساد در دوره 1403-1382ا مورد تحلیل قرار گرفت. داده های مورد نیاز از سازمان شفافیت بین الملل، بانک جهانی، و خانه آزادی، جمع­آوری شده­اند. برای بررسی رابطه کوتاه مدت و بلند مدت بین متغیرها از الگوی خودرگرسیونی با وقفه ­های توزیعی در نرم افزار مایکروفیت، استفاده شده­است. 
یافته­ ها: براساس یافته های تحقیق، میزان فساد در دوره 1403-1382 روندی افزایشی داشته است که نشان می دهد فساد همچنان یک مساله حاد اجتماعی در ایران است. به علاوه، یافته های تحقیق نشان می دهند، در بلند مدت بین شاخص های اقتصادی بیکاری و تورم و شاخص اجتماعی آزادی سیاسی/مدنی با فساد رابطه­ معنادار وجود دارد و طی آن با افزایش «بیکاری» و «تورم»، میزان فساد افزایش یافته است. اما در همین دوره، با افزایش «ضریب نفوذ اینترنت» و «آزادی سیاسی/مدنی» به عنوان دیگر شاخص توسعه اجتماعی، از میزان فساد کاسته شده است.
نتیجه­ گیری: فساد به عنوان یک مساله مهم اجتماعی از یکسو پیامدهای زیانبار زیادی دارد و از سوی دیگر متاثر از گستره ای از عوامل است. پژوهش حاضر با تمرکز بر سطح کلان و یک دوره نسبتا طولانی به روشنی نشان داده است فساد پیوند نزدیک و پیچیده ای با برخی شاخص های توسعه اقتصادی و اجتماعی دارد. با بالا رفتن تورم و بیکاری، فساد روند افزایشی یافته و با افزایش ضریب نفوذ اینترنت و آزادی های سیاسی/مدنی روند کاهشی پیدا کرده است. از این یافته ها نتیجه گیری می شود که فساد در ایران پدیده ای پیچیده و چندلایه است.

مهاجرت

تحلیل جامعه شناختی رابطه اهمیت امکانات زندگی و گرایش به مهاجرت به خارج از کشور در شهر شیراز

صفحه 168-184

https://doi.org/10.22034/jis.2026.2081832.1049

کوروش عیسائی خوش

چکیده مقدمه: همواره انسان­های زیادی به دلایل مختلف، بطور موقت یا دائم مکان زندگی خود را ترک می­کنند. از این پدیده به عنوان مهاجرت یاد می­شود. گاهی مهاجرت در درون مرزهای داخلی اتفاق می ­افتد، اما گاهی این پدیده به خارج از مرزهای سرزمینی رخ می­دهد که به آن مهاجرت بین ­المللی می گویند. حسب برآوردها جمعیت مهاجران بین المللی به رقم شگفت انگیز 270 میلیون نفر رسیده است. کشور ایران نیز به ویژه در چند دهه اخیر با مهاجرت گسترده خارجی مواجه بوده است و هرسال تعداد قابل توجهی از جمعیت متخصص و دارای مهارت، ایران را به مقصد سایر کشورها ترک می کنند. تداوم این پدیده، کشور را در سالهای آتی با چالش­های فراوان و غیرقابل پیش بینی روبرو خواهد کرد. این پژوهش از یک چشم انداز جامعه ­شناختی رابطه اهمیت امکانات زندگی و گرایش به مهاجرت به خارج از کشور در بین ساکنان شهر شیراز را مطالعه و بررسی می کند.
روش: این پژوهش از نوع کمی است که با استفاده از روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری افراد 49-18 ساله ساکن شهر شیراز بودند که 400 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه ­گیری تصادفی چند مرحله­ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق جهت سنجش گرایش به مهاجرت بین المللی و اهمیت امکانات زندگی، پرسشنامه های محقق ساخته است. این پرسشنامه ها با استفاده از تحلیل عاملی، تعیین اعتبار سازه ای گشته، با استفاده از همسانی درونی به روش آلفا کرانباخ تعیین پایایی شدند. 
یافته­ ها: بر اساس یافته ­های تحقیق، گرایش به مهاجرت بین المللی در بین پاسخگویان بالاست. به علاوه، رابطه مستقیم و معناداری بین اهمیت امکانات زندگی و گرایش به مهاجرت به خارج از کشور وجود دارد. یافته های تحقیق همچنین نشان می دهند از بین متغیرهای جمعیتی، سن رابطه معناداری با گرایش به مهاجرت خارجی دارد اما جنسیت، وضع شغلی و تحصیلات رابطه معناداری با گرایش به مهاجرت خارجی ندارد.
نتیجه­ گیری: با توجه به پیامدهای زیان بار مهاجرت خارجی برای کشور مبدا، گسترش گرایش به مهاجرت خارجی در بین شهروندان ایرانی یک زنگ خطر جدی است. این امر به دلایل مختلف انجام می شود اما حسب نتایج این پژوهش، اهمیت دسترسی به امکانات زندگی نقش مهمی در این زمینه دارد. با استناد به یافته های پژوهش، نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که با تامین امکانات زندگی برای نیروی انسانی متخصص و با مهارت کشور می توان تمایل آنان به مهاجرت خارجی را کاهش داد و از این طریق به فرآیند توسعه کشور کمک کرد. 

بهداشت و بیماری

تحلیل جامعه شناختی تعیین کننده های ابتلا به کلسترول بالای خون در دنیای صنعتی معاصر

صفحه 185-201

https://doi.org/10.22034/jis.2026.2081378.1048

ابراهیم ایران نژاد

چکیده مقدمه: کلسترول بالای خون به عنوان یک مساله حاد اجتماعی و بهداشتی به سرعت در سراسر جهان درحال گسترش است، به طوری که برآورد میشود 39% جمعیت بزرگسال جهان درگیر این بیماری هستند. اگرچه، کلسترول بالای خون ناشی از عوامل متعدد «ژنتیکی» و «زیستی» است اما عامل اصلی آن، شرایط جامعه نوین صنعتی و تغییرات گسترده «سبک زندگی» ناشی از آن مانند «بی تحرکی» است. با توجه به اینکه، نرخ شیوع کلسترول بالای خون، در ایران نزدیک به میانگین جهانی است، و این بیماری پیوند نزدیکی با عوامل اجتماعی دارد، پژوهش حاضر به دنبال آن است که از چشم‌‌‌‌اندازی جامعه شناختی اثر سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر ابتلا به کلسترول بالای خون را بررسی کند.

روش: این مطالعه از نوع کمّی و به روش پیمایشی انجام شده است. فرآیند انجام تحقیق به این صورت بود که از افراد منتخب طی دعوت نامه ای خواسته شد جهت انجام آزمایش خون (که هزینه آن توسط مجری تحقیق پرداخت شده بود) به آزمایشگاه طرف قرارداد در شهر تبریز مراجعه نمایند. در دوره زمانی یکماهه از تحویل دعوت نامه ها، 385 نفر از افرادی که به آزمایشگاه مراجعه کردند، پس از انجام آزمایش، پرسشنامه‌های تحقیق شامل سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی، و سرمایه اقتصادی در اختیار شان قرار داده شد و از آنها خواسته شد به سئوالات آن جواب بدهند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون رگرسیون لجستیک در نرم افزار SPSS استفاده گردید.

یافته ها: براساس یافته های توصیفی تحقیق، 304 نفر از پاسخگویان دارای کلسترول خون نرمال و 81 نفر دارای کلسترول خون غیرنرمال بودند که نشان می دهد نرخ شیوع ابتلا به این بیماری در بین شهروندان تبریزی برابر با 21% است. یافته های تحقیق نشان میدهد، رابطه معناداری بین سرمایة اجتماعی، سرمایه فرهنگی، و سرمایه اقتصادی با عضویت در گروه کلسترول خون نرمال وجود دارد و با بالا رفتن سرمایه های سه گانه، شانس عضویت در گروه کلسترول خون نرمال افزایش می یابد. یافته ها نشان میدهد،  متغیرهای سرمایه اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی قادرند 43% از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند.

نتیجه‌گیری: ابتلا به کلسترول بالای خون به عنوان یک مساله حاد اجتماعی و بهداشتی در ایران درحال شیوع است. با توجه به پیامدهای زیانبار آن از یک سو و پیوند نزدیک آن با تعیین کننده های اجتماعی، یافته های این پژوهش حایز اهمیت است. بر اساس نتیجه پژوهش حاضر، با تغییر در میزان سرمایه های اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی می توان ابتلا به کلسترول بالای خون را کاهش داد. 

خانواده

طلاق خاموش، پیش زمینه گسست ازدواج در دنیای صنعتی معاصر: یک تحلیل کیفی

صفحه 202-223

https://doi.org/10.22034/jis.2026.2078677.1046

حسین صداقت

چکیده مقدمه: طلاق، به عنوان فرآیند قانونی گسست ازدواج، به سرعت در سراسر جهان درحال افزایش است. اگرچه، این پدیده متاثر از گستره ای از عوامل است اما برخی ویژگی های دنیای صنعتی نوین مانند فردگرایی، مشارکت زنان در نیروی کار، گسترش تحصیلات زنان و توسعه فناوری های نوین اینترنت و شبکه های اجتماعی، باعث تشدید آن شده اند. ازدواج ها معمولا به طور ناگهانی از هم نمی پاشند و معمولا درپیِ «طلاق خاموش» پدید می آیند. «طلاق خاموش»، زمینه ساز طلاق است و شناسایی آن می تواند به تسکین مساله اجتماعی طلاق کمک کند. با توجه به رشد سریع  طلاق در ایران از یک سو و پیامدهای زیانبار آن بر زوجین، فرزندان، خانواده ها و جامعه از سوی دیگر، پژوهش حاضر به دنبال آن است که «طلاق خاموش»  را به عنوان نقطه آغازین فروپاشی ازدواج و خانواده،  بررسی کند.
روش: این پژوهش در چارچوب روش شناسی کیفی و با استفاده از روش تحلیل تماتیک انجام شده است. مشارکت کنندگان در پژوهش، 18 نفر از زنان و مردان متأهل درگیرِ «طلاق خاموش» در شهر کرمان بودند  که به مراکز مشاوره، مراجعه کرده بودند. جهت انتخاب نمونه ها از نمونه گیری هدفمند استفاده و تلاش گردید حداکثر تنوع وجود داشته باشد. برای گردآوری داده ها از تکنیک مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافتند.
یافته‌‌ها: نتایج نشان داد ‌71 کد اولیه در قالب‌19 تم فرعی (عدم توانایی و مهارت‌ در عشق ورزیدن، تعاملات عاطفی زوجین، تغییر باورهای زندگی زناشویی، تعارضات و تعاملات غیر سازنده، اعتقادات دینی و مذهبی، اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی، مشکلات جنسی، میل به آزادی و استقلال، خیانت زناشویی، بازسازی زندگی جدید ، ناسازگاری عاطفی و رفتاری، الگوی ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ اﻧﺘﺨﺎب ﻫﻤﺴﺮ، دخالت و بی توجهی به مرزهای زندگی زناشویی، عدم مهارت و رشد یافتگی برای انتخاب همسر، عدم توانایی حل مشکل و تعارض در زندگی، فقدان سرمایه گذاری برای همسر، فقدان سرمایه گذاری برای فرزندان، فقدان سواد رابطه زناشویی، دغدغه‌های مالی و اقتصادی) به‌دست آمد.
نتیجه‌ گیری: پدیده طلاق در دنیای صنعتی معاصر با سرعت شگفت انگیزی در حال افزایش است و تداوم آن، پیامدهای زیانباری به دنبال دارد. یک راهکار اساسی در این زمینه، شناسایی «طلاق خاموش» به عنوان بستر و زمینه ساز طلاق است. با استناد به یافته های این پژوهش، به نظر می­رسد گستره ای از عوامل باعث شکل گیری «طلاق خاموش» می شوند و بخش اعظم بسترهای «طلاق خاموش» قابل پیشگیری هستند و با انجام اقدامات و مداخلات مؤثر و کارآمد، می توان به کاهش طلاق، کمک کرد.
 

جرایم و انحرافات

تحلیل جامعه شناختی احساس امنیت زنان و عوامل موثر بر آن در کلان شهر شیراز

صفحه 224-238

https://doi.org/10.22034/jis.2025.2060570.1034

علیرضا فرخی

چکیده مقدمه: زنان تا پیش از انقلاب صنعتی صرفا نقش­های سنتی برعهده داشتند اما جامعه نوین صنعتی باعث شد زنان به طور گسترده وارد عرصه های مختلف اجتماعی شوند و نقش های آنان بطور حیرت انگیزی تغییر یابد. اگرچه، زنان موفقیت های بسیار بزرگی در حوزه های مختلف کسب کرده اند اما همواره با چالش های متعددی نیز روبرو بوده اند. امنیت یکی از این چالش ها است که به ویژه در کلان شهرها در سراسر جهان به یک مساله حاد اجتماعی تبدیل شده است. این وضعیت در ایران نیز به عنوان کشوری که در دهه های اخیر تغییرات زیادی در وضعیت زنان تجربه نموده است، وجود دارد. برهمین مبنا، هدف این پژوهش، بررسی احساس امنیت در بین زنان و ارتباط آن با «عزت نفس» و «اعتماد» در کلان شهر شیراز است.

روش: این پژوهش از نوع کمی است که با استفاده از تکنیک پیمایش انجام شده است. جامعه آماری، زنان 15تا45 ساله کلان ﺷﻬﺮ شیراز  ﻫﺴﺘﻨﺪ که 384 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق جهت احساس امنیت، پرسشنامه امنیت و لذت گیلبرت و همکاران (2009) بود. برای سنجش عزت نفس از پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ (1965) استفاده گردید و بالاخره، برای برآورد اعتماد از پرسشنامه اعتماد اجتماعی میرفردی و قارنایی (1395) استفاده به عمل آمد. کلیه پرسشنامه ها با استفاده از همسانی درونی به روش آلفا کرانباخ تعیین پایایی شدند که مقادیر آن برای «عزت نفس»(79/0)، «احساس امنیت» (83/0) و «اعتماد» (81/0) بود.

یافته‌ها: براساس یافته های توصیفی، میانگین نمره احساس امنیت در بین زنان، کمتر از سطح متوسط است که نشان می دهد احساس امنیت همچنان یک مساله چالش برانگیز در کلان شهرهاست. به علاوه، براساس یافته های تحلیلی، رابطه مستقیم و معناداری بین عزت نفس و اعتماد اجتماعی با احساس امنیت زنان وجود دارد و این متغیرها قادر هستند، 28/0 واریانس را تبیین کنند. یافته ها همچنین نشان دادند، متغیرهای وضع تاهل و تحصیلات رابطه معناداری با احساس امنیت ندارند.

نتیجه‌گیری: زنان نیمی از جمعیت هر جامعه‌ را تشکیل می‌دهند و نقش حیاتی در فرآیند توسعه جوامع نوین صنعتی ایفا می‌کنند. با این حال، فقدان احساس امنیت می‌تواند مانع پیشرفت آنها شود و همین امر، پرداختن به این مساله اجتماعی را ضروری می‌سازد. نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که با بهبود عزت نفس روانی و ظرفیت‌های اعتماد اجتماعی زنان، می‌توان احساس امنیت را در کلان‌شهرها افزایش داد و به طور بالقوه یکی از چالش‌های مهم پیش روی زنان کشور را تسکین و تقلیل داد. 

تاثیر فلات‌زدگی شغلی بر اهمال‌کاری سازمانی با میانجی رضایت شغلی در ادارات تعاون، کار و رفاه اجتماعی

دوره 1، شماره 1، اسفند 1403، صفحه 111-132

https://doi.org/10.22034/jis.2025.721528

سید صمد بهشتی، رحمت اله ترکان

چکیده مقدمه: تحقق اهداف سازمانی مستلزم کارآمدیِ نیروی انسانی است اما اهمال‌کاری به عنوانِ شکل مخربِ تاخیر در انجام فعالیت ها، یک مانع بزرگ در اثربخشی نیروی انسانی در سازمان است. اهمال کاری به عنوان پدیده ای جهانی، در سازمان ها در حال گسترش است و این امر می تواند بهره وری سازمانی را تقلیل دهد. حسب شواهد، اهمال‌کاری در بین کارکنان ایرانی چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی وجود دارد و در حال افزایش است. این عارضه می‌تواند در سازمان‌هایی که با حجم عظیم مراجعات و تعاملات مواجه هستند مانند ادارات تعاون، کار و رفاه اجتماعی، عوارض و پیامدهای منفی زیادی از خود به جا بگذارد. اهمال‌کاری در سازمان، متاثر از عوامل متعددی است اما این پژوهش به دنبال آن است که تأثیر فلات‌زدگی شغلی را بر اهمال‌کاری سازمانی با نقشِ میانجی رضایت شغلی، مورد بررسی قرار دهد.
روش: این پژوهش در چارچوب روش شناسی کمی و با استفاده از روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق، کارکنان ادارات تعاون، کار و رفاه اجتماعی در استان اصفهان هستند که 217 نفر از آنان به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله‌ای، انتخاب و اطلاعات مورد نیاز از آنان جمع آوری شد. جهت سنجش اهمال کاری و رضایت شغلی، به ترتیب از پرسش‌نامه‌های باران متین و همکاران (2020)، و پانیگراهی و الناشاش (2019) استفاده شد و برای سنجش فلات زدگی شغلی از پرسشنامه پژوهشگر ساخته استفاده گردید. جهت سنجش اعتبار ابزار تحقیق از اعتبار سازه ای و اعتبار صوری و برای سنجش پایایی آنها از همسانی درونی به روش ضریب آلفا کرانباخ استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل آماری داده ها از نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده گردید.
یافته‌ها: نتایج آزمون اثرات مستقیم و غیرمستقیم مدل تحقیق نشان داد، رضایت شغلی به طور جزیی، میانجی‌گر رابطه بین فلات‌زدگی محتوایی، و اهمال‌کاری از نوع سرباز زدن از انجامِ به موقعِ وظایف سازمانی است. به علاوه، رضایت شغلی، میانجی‌گر کامل رابطه بین فلات‌زدگی ساختاری و ابعاد اهمال‌کاری سازمانی است. اما این متغیر نتوانست میانجی رابطه فلات‌زدگی فراگیر و ابعاد اهمال کاری سازمانی باشد. همچنین، تفاوت آماری معنادار بین میانگین میزان اهمال‌کاری سازمانی بر حسب نوع استخدام، تطابق حوزه فعالیت با پست سازمانی، محل خدمت، سطح تحصیلات، و پست سازمانی وجود ندارد. در حالی که میانگین میزان اهمال‌کاری سازمانی بر حسب جنسیت، وضعیت تأهل، تطابق تحصیلات با شغل، و حوزه فعالیت متفاوت است.
نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های به دست‌آمده، نتیجه‌گیری این پژوهش این است که با کنترل سطح فلات‌زدگی شغلی می‌توان میزان اهمال کاری سازمانی کارکنان را به حداقل رسانید. یک راهکار عمده برای تحقق این مهم، بالا بردن سطح رضایت شغلی کارکنان است.

مدل کسب و کار و زنجیره ارزش در صنعت ازدواج

دوره 1، شماره 1، اسفند 1403، صفحه 167-188

https://doi.org/10.22034/jis.2025.721531

حمید مسعودی، محسن نوغانی دخت بهمنی، حسین بهروان

چکیده مقدمه: صنعت ازدواج، پدیده‌ای نوظهور است که در آن، هدف فرهنگی ازدواج به بستری برای فعالیت‌های اقتصادی و تجاری تبدیل شده است.  برگزاری مراسم ازدواج از عهده‌ خانواده‌ها خارج شده و به نهادهای خدمات‌رسان سپرده شده است که گستره‌ای از آرایشگران زنانه و مردانه، خیاطان و تولیدکنندگان پوشاک، فروشندگان و سازندگان طلا و جواهرات، عکاسان و فیلمبرداران، مؤسسات کرایه خودرو، شیرینی‌سازان و شیرینی‌فروشان، گل‌فروشان، تالارهای پذیرایی، ظروف کرایه و غیره را دربر می‌گیرند. تخصصی‌شدن خدمات ازدواج از یک سو و تمایل خانواده‌ها به برگزاری مراسم باشکوه از سوی دیگر، زمینه رشد مراکز خدمات‌ رسان را فراهم آورده است. این موضوع، باعثِ خلقِ ارزش و ثروت در پدیده ازدواج شده است. با این تفاصیل، هدف از اجرای این پژوهش، شناسایی فعالیت‌های «اولیه» در زنجیره ارزشِ صنعت ازدواج، شناسایی فعالیت‌های «پشتیبان» در این صنعت، و بالاخره، ارائه «مدل» زنجیره ارزش در صنعت ازدواج است.
روش: رویکرد پژوهش حاضر اکتشافی و از نوعِ کیفی است. در این رویکرد، از سه منبع استفاده شده است. 1) بررسی اسناد موجود جهت شناسایی حوزه‌های فعالیتِ صنعت ازدواج. 2) بررسی صفحات اطلاع رسانی هریک از بخش های صنعت ازدواج برای شناسایی زمینه‌های فعالیت و خدمات در این صنعت. 3) انجام مصاحبه با 33 نفر از مدیران مراکز خدمات رسان در راستای ارائه مدل زنجیره‌ ارزش در صنعت ازدواج. این پژوهش در شهر مشهد انجام شده است.
یافته ها: براساس یافته‌های تحقیق، 12 بخش عمده شامل لباس، آرایشگاه، جواهرآلات، ماشین عروس، تبلیغات، گل فروشی، سفره عقد، فیلم برداری، تالار، محضر، تشریفات مجالس، و هدایا، در صنعت ازداج فعال هستند. فکر و تشخیص فرصت، تدوین طرح کسب و کار، جذب منابع و سازماندهی، راه‌اندازی کسب و کار، و بلوغ، فعالیت‌های «اولیه» زنجیره ارزش در صنعت ازدواج هستند. همچنین، زیرساخت های اساسی، سیاست‌ها و حمایت‌های دولتی، مدیریت منابع انسانی، تأمین منابع مالی، مشاوره، و آموزش مهارت ها، فعالیت‌های «پشیتیبان» در زنجیره ارزش این صنعت‌اند. در نهایت، مدل کسب و کارِ زنجیره ارزش صنعت ازدواج مشتمل بر چهار بعد محصول، تعامل با مشتری، مدیریت ساختار، و ابعاد مالی و نه مولفه ارائه ارزش، مشتری هدف، کانال توزیع، روابط، شکل گیری ارزش، توانمند محوری، شبکه شرکاء، ساختار هزینه، و مدل درآمد است.
نتیجه گیری: با استناد به نتایج تحقیق، فعالیت های اولیه، فعالیت های پشتیبان، و مدل کسب و کار در صنعت ازدواج در ایران شناسایی و طراحی شدند. به دلیل تغییرات در سبک زندگی جوانان، و تغییرات فرهنگی، صنعت ازدواج تلاش می‌کند خود را متحول ساخته و خدمات ِ به­روز ارائه کند. با این حال، صنعت ازدواج در ایران، هنوز در بسیاری از بخش‌های خود، تخصصی نیست.

رابطه سازگاری اجتماعی و حمایت اجتماعی با سلامت خانواده در کارگران: مطالعه موردی شهرک‌های صنعتی اردکان

دوره 1، شماره 1، اسفند 1403، صفحه 23-40

https://doi.org/10.22034/jis.2025.721522

احمد کلاته ساداتی، سید رضا طاهرزاده اردکانی

چکیده مقدمه: کارگران شرکت های صنعتی برای عملکرد موثرتر نیاز به گستره ای از ویژگی ها دارند. یکی از این ویژگی ها، سلامت خانواده است. هرچه فرد از سلامت خانواده بیشتری برخوردار باشد، انگیزه های بیشتری برای انجام بهتر کار دارد. کارگران به عنوان نیروی انسانی، نقش مهمی در بهره وری شرکت دارند و بهره وری بالاتر باعث می شود، شرکت بتواند رقابت پذیر باشد و به فعالیت های خود ادامه دهد. برهمین مبنا، شرکت های صنعتی، در کنار ویژگی ها و مهارت های فنی کارگران، تمرکز ویژه ای بر سلامت خانواده آنان دارند و تلاش می کنند آن را ارتقا بخشند. علیرغم گستردگی کارگران و نقش مهم آنها در بهره وری صنایع در ایران، توجه به سلامت خانوادگی کارگران چندان مورد توجه تحقیقات اجتماعی نبوده اند. با با این تفاصیل، هدف پژوهش حاضر این است که رابطه سازگاری اجتماعی و حمایت اجتماعی را با سلامت خانواده کارگران صنعتی مورد بررسی قرار دهد.
روش: این پژوهش در چارچوب روش شناسی کمی و با استفاده از روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق، کارگران شرکت‌های صنعتی شهرستان اردکان بوده است که تعداد آنان بالغ بر 3000 نفر است. از این تعداد، 400 نفر در صنایع شیشه، کاشی و سرامیک، ماشین آلات، و ذوب و تولید آهن، با استفاده از نمونه گیری احتمالی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق جهت سنجش سلامت خانواده، سازگاری اجتماعی، و حمایت اجتماعی، به ترتیب پرسشنامه هاوشتات و همکاران (1985)، بل و والش (2015) و واکس و همکاران (1986) بوده اند. تمامی این پرسشنامه در تحقیقات پیشین در ایران مورد استفاده قرار گرفته و اعتبار آنها تایید شده است. به علاوه، جهت سنجش پایایی آنها از ضریب آلفا کرانباخ استفاده شد که ضریب آن برای سلامت خانواده، حمایت اجتماعی، و سازگاری اجتماعی به ترتیب 89/0، 66/0، 89/0 به دست آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش آماری همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده و داده‌ها در نرم افزار SPSS تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد، حمایت اجتماعی با سلامت خانواده رابطه مثبت و معنی‌دار (307/0) در سطح (01/0P<) دارد. همچنین، نتایج ناظر بر این است که سازگاری اجتماعی با سلامت خانواده رابطه مثبت و معنی‌دار (**222/0) در سطح (01/0P<) دارد. یافته های حاصل از تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد، سازگاری اجتماعی و حمایت اجتماعی قادر هستند، حدود 15/0 از تغییرات سلامت خانواده را تبیین کنند.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده، نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که حمایت اجتماعی و سازگاری اجتماعی می توانند سلامت خانواده کارگران را تحت تاثیر قرار دهند. براین اساس، شرکت های صنعتی با حمایت اجتماعی و ایجاد زمینه های سازگاری اجتماعی می توانند سلامت خانواده را ارتقا داده و به بهره وری نیروی کارشان کمک کنند. امری که در نهایت به بهبود کارایی شرکت های صنعتی می‌انجامد.

صنعت جراحی زیبایی: خودانگیختگی یا ازخودبیگانگی زنان

دوره 1، شماره 1، اسفند 1403، صفحه 189-215

https://doi.org/10.22034/jis.2025.721532

الهام سلطانی شال، شفیعه قدرتی، حسین قدرتی

چکیده مقدمه: صنعت جهانی آرایش و زیبایی به گونه ای شگفت انگیز در سراسر جهان در حال گسترش است. این امر باعث شده است توجه به بدن و تغییر و اصلاح بدن از طریق انواع جراحی‌های زیبایی، شیوع بی سابقه ای یابد. اگرچه، مصرف صنعت آرایشی و زیبایی در بین مردان نیز رو به گسترش است اما به عنوان یک قاعده جهانی، زنان مصرف کننده اصلی این صنعت هستند. صنعت آرایش و زیبایی در ایران نیز به سرعت گسترش یافته است به گونه ای که ایران هفتمین کشور دنیا در واردات محصولات آرایشی و سیزدهمین کشور دنیا در انجام جراحی های زیبایی است. با توجه به گسترش مصرف صنعت آرایش و زیبایی در بین زنان، این پژوهش درصدد دستیابی به معانی ذهنی زنانی است که با داشتن تحصیلات عالی، به سمت و سوی جراحی زیبایی بینی کشانده شده‌اند.
روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و  روش نظریه زمینه‌ای انجام شده است. مشارکت کنندگان، دانشجویان دختر دوره تحصیلات تکمیلی بودند که اقدام به جراحی زیبایی کرده‌اند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی، 20 نفر از آنان انتخاب و با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته، اطلاعات مورد نیاز از آنان جمع آوری شد. مصاحبه‌ها تا اشباع نظری ادامه یافتند و سپس در سه قالب باز، محوری، و انتخابی، کدگذاری شدند. جهت اعتمادپذیری داده ها از دو تکنیکِ بررسی توسط اعضا، و مقایسه های تحلیلی استفاده شد. به علاوه، در سراسر انجام پژوهش حاضر، ملاحظات اخلاقی به ویژه، رضایت افراد برای مشارکت در تحقیق، و محفوظ ماندنِ اطلاعات مشارکت کنندگان، مدنظر بوده‌اند.
یافته‌ها: پس از انجام کدگذاری داده‌های جمع‌آوری شده، نوزده مقوله اصلی به شرح ذیل استخراج شدند: شئ انگاری جنسی، محدودیت‌های اجتماعی، محدودیت در پوشش، اطلاعات اندک، خشونت کلامی، ریشه‌های سنتی، تصورات کلیشه‌ای از خود، تجربه کودکی، بدریخت انگاری، عدم امکان ابراز خود، تاثیر رسانه‌های جمعی، پزشکی شدن جامعه، فراگیری جراحی زیبایی، نمایشی شدن بدن، ابزاری شدن بدن، مصرف‌گرایی افراطی، دگرگونی معنای زیبایی، مخاطرات، و ارتقای اعتماد به نفس. مقوله‌های استخراج شده، دربرگیرنده شرایط علّی، زمینه‌ای و مداخله‌ای، استراتژی، و پیامدها هستند. مقوله هسته‌ای این پژوهش «از خود بیگانگی» زنان است که بر تمام مقولات، سایه افکنده است.
نتیجه‌گیری: نتیجه‌گیری پژوهش حاضر این است که زنان همچون کارگرانی که از محصولِ کارِ خویش بیگانه اند، با بدن خویش، توانایی‌ها و خواسته‌های شان بیگانه شده‌اند. بدین ترتیب، انجام جراحی زیبایی و مصرف بیش از حد لوازم آرایشی و بهداشتی بیش از آنکه یک تصمیم خودانگیخته از سوی زنان باشد، در چارچوبِ «از خودبیگانگیِ زنان» معنا می‌شود.

اثر فناوری‌های نوین ارتباطی بر تلفات تصادفات ترافیکی درون شهری در ایران در دوره 2022-1991: یک مطالعه سری زمانی

دوره 1، شماره 1، اسفند 1403، صفحه 151-166

https://doi.org/10.22034/jis.2025.721530

سیروس احمدی

چکیده مقدمه: صنعت اتومبیل سازی از ابتدای پیدایش به دلیل کارایی ملموس، به طور گسترده در سراسر جهان مورد استقبال قرار گرفت و توسعه یافت. اما این صنعت به دنبال خود، سوانح ترافیکی را نیز پدید آورده است که امروزه به یکی از مسائل اجتماعی مهم در سراسر جهان تبدیل شده و سالانه میلیون ها انسان را قربانی یا مصدوم می کند. در ایران نیز در نتیجه گسترش صنعت اتومبیل و جاده ها و خیابان ها، نرخ تصادفات و مرگ و میرهای ناشی به یک مساله حاد اجتماعی تبدیل شده است. در تبیین تلفات تصادفات ترافیکی بر گستره ای از عوامل تاکید شده است. با این حال، نقش فناوری های نوین ارتباطی مانند اینترنت و تلفن همراه بر تصادفات و مرگ و میرهای ترافیکی در سطح کلان، به ندرت مورد توجه قرار گرفته است. براین اساس، هدف این پژوهش، بررسی رابطه فناوری‌های تلفن همراه و اینترنت با تلفات سوانح ترافیکی در سطح کلان در دوره 1991-2022 است.
روش: این پژوهش از نوع کمّی- طولی است که به روش سری زمانی انجام شده است. در این پژوهش، رابطه متغیرهای ضریب نفوذ تلفن همراه و اینترنت با تلفات سوانح ترافیکی در ایران در دوره 2022-1991 مورد بررسی قرار گرفته است. جهت سنجش سوانح ترافیکی از شاخص تعداد مرگ و میرهای ناشی از سوانح ترافیکی درون شهری در هر 100 هزار نفر جمعیت، و جهت سنجش ضریب نفوذ تلفن همراه، از شاخص تعداد مشترکان تلفن همراه، و جهت سنجش ضریب نفوذ اینترنت از تعداد استفاده کنندگان اینترنت، استفاده شده است. داده‌های این پژوهش از مرکز آمار ایران، سازمان پزشکی قانونی، و بانک جهانی، جمع‌آوری شده‌اند. جهت توصیف داده‌ها، از نمودارهای زمانی و جهت بررسی رابطه کوتاه مدت و بلندمدت بین متغیرهای تحقیق، از الگوی خودرگرسیونی با وقفه‌های توزیعی با افزار مایکروفیت نسخه 5 استفاده شده است.
یافته‌ها: براساس یافته‌های تحقیق، در دوره بلند مدت، با افزایش تعداد اشتراک تلفن همراه، تلفات ناشی از سوانح ترافیکی به طور معناداری افزایش یافته است ( 000/0Prob.= ؛ 4/10T-Ratio= ؛ 44/0Coefficient=). به علاوه، یافته‌های تحقیق نشان می‌دهند، در دوره بلند مدت، با افزایش ضریب نفوذ اینترنت، تعداد تلفات سوانح ترافیکی کاهش پیدا است ( 000/0Prob.= ، 8/7- T-Ratio=؛ 37/0- Coefficient=).
نتیجه‌گیری: نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که تلفات ناشی از سوانح ترافیکی در ایران به عنوان یک مساله حاد اجتماعی، متاثر از فناوری‌های نوین ارتباطی تلفن همراه و اینترنت است. اما اثرگذاری آنها متفاوت است. درحالی که، ضریب نفوذ تلفن همراه باعث افزایش تلفاتِ سوانح ترافیکی شده است، افزایش ضریب نفوذ اینترنت باعث کاهش تلفات سوانح ترافیکی گردیده است.

بررسی رابطه اعتیاد به کار و فرسودگی شغلی با نقش میانجی سرمایه روان‌شناختی در کارکنان صنعت پزشکی

دوره 1، شماره 1، اسفند 1403، صفحه 92-110

https://doi.org/10.22034/jis.2025.721527

محسن اخوان مهدوی، هدی نامجو

چکیده مقدمه: در بیمارستان‌ها، کلینیک های تخصصی، و درمانگاه های عمومی که از صنایع پایه و برترِ صنعت خدماتی محسوب می شوند، کارکنان به دلیل شرایط کاری در معرضِ فرسودگی شغلی قرار دارند. این امر به ویژه، در بیمارستان های روانی تشدید می شود. زیرا درمان در این مکان ها مستلزم ارتباط و درگیری مداوم با مددجویان و بیماران می‌باشد که نیازمندِ انجامِ کارِ بیشتر از ساعات موظفی است که گرایش به اعتیادِ به کار را تقویت می‌کند. با توجه به گستردگی بخش درمان در کشور و افزایش کارکنان این بخش، انجام چنین پژوهش هایی حایز اهمیت فراوان است. هدف پژوهش حاضر این است که با تمرکز بر کارکنان صنعت پزشکی، رابطه اعتیاد به کار با فرسودگی شغلی را با نقش میانجی سرمایه روانشناختی مورد بررسی قرار دهد.
روش: این پژوهش از نوع کمی است که با استفاده از روش پیمایشی انجام می شود. جامعه آماری، مددکاران و کادرِ درمان بیمارستان روان‌پزشکی ابن سینای مشهد است که اندازه آن، 420 نفر است. از این جامعه، 201 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به‌منظور جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه‌های فرسودگی شغلی ماسلاچ (2001)، سرمایه روان‌شناختی لوتانز (2007) و اعتیاد به کار اسپنس و رابینز (1992) استفاده شده است. این پرسشنامه ها در تحقیقات پیشین تعیین اعتبار شده و در شرایط جامعه ایران مورد استفاده قرار گرفته اند. به علاوه، پایایی آنها با استفاده از همسانی درونی به روش آلفا کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت که ضریب آن برای فرسودگی شغلی 82/0، اعتیاد به کار 80/0، و سرمایه روانشناختی 74/0 بود. بودند. جهت بررسی روابط متغیرهای تحقیق از مدل سازی معادله ساختاری با نرم‌افزار Amos استفاده شد.
یافته ها: براساس یافته های تحقیق، رابطه مثبت و معناداری بین اعتیاد به کار و سرمایه روانشناختی با ضریب 75/0 وجود دارد. داده ها همچنین نشان می‌دهند، رابطه منفی و معناداری بین اعتیاد به کار و فرسودگی شغلی با ضریب 32/0- وجود دارد. به علاوه، متغیر سرمایه روان‌شناختی به صورت منفی و معناداری بر فرسودگی شغلی با ضریب 59/0- تاثیر می گذارد. با توجه به سه ضریب تأثیر در مدل، متغیرهای سرمایه روان‌شناختی و اعتیاد به کار قادر هستند، 72/0 واریانس فرسودگی شغلی را تبیین کنند.
نتیجه گیری: با استناد به یافته های تحقیق، نتیجه گیری این پژوهش این است اعتیاد به کار و سرمایه روانشناختی به تقلیلِ فرسودگی شغلی منجر می شوند. خصلتِ اعتیاد به کار در بیمارستان ها از یک سو و تقویتِ سرمایه روانی که با حمایت مدیران محقق می شود می توانند فرسودگی شغلی را بهبود بخشند.

تحلیل جامعه‌شناختی تعیین‌کننده‌های کاهش تولید زباله: یک مطالعه‌ کیفی

دوره 1، شماره 1، اسفند 1403، صفحه 216-240

https://doi.org/10.22034/jis.2025.721533

احسان کهن سال خوب، عبدالرضا نواح

چکیده مقدمه: اگرچه انقلاب صنعتی باعث افزایش توانایی‌های انسان شده است اما محیط زیست نیز به مخاطره انداخته است. یکی از مسائل عمده‌ زیست محیطی، تولید گسترده زباله جامد شهری است که در سراسر جهان، به سرعت در حال افزایش است. برآورد می‌شود، تولید زباله جامد شهری در سال 2050 به بیش از 4/3 میلیارد تن برسد که یک تهدید جدی برای محیط زیست و حیات انسان است. کاهش تولید زباله، بازاستفاده، و بازیافت، سه رویکرد عمده در مدیریت زباله‌های جامد شهری هستند که در کشورهای مختلف دنیا  مورد توجه می‌باشند. اتفاق نظر وجود دارد که در سلسله مراتب مدیریت پسماند، کاهش تولید زباله دارای بیشترین نتیجه است. در ایران نیز به دنبال توسعه فعالیت های صنعتی، تولید زباله به طور گسترده افزایش یافته است اما رویکرد کاهش تولید زباله کمتر مورد توجه بوده است. بنابراین، هدف این پژوهش آن است که تعیین کننده‌های کاهش تولید زباله را در بین شهروندان مورد مطالعه قرار دهد.
روش: این پژوهش در چارچوب روش‌شناسی کیفی و با استفاده از روش تحلیل تماتیک انجام شده است. مشارکت‌کنندگان، 15 نفر از شهروندان در آبادان می باشند که به صورت هدف مند انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته، جمع آوری شده‌اند.  مصاحبه‌ها در مکانی که نمونه‌ها تعیین می‌کردند و راحت‌تر بودند انجام شدند. هر مصاحبه به طور متوسط یک ساعت به طول انجامید و تا اشباع نظری، ادامه پیدا می‌کرد. کلیه مصاحبه‌ها با اجازه‌ قبلی مشارکت‌کنندگان، ضبط و پس از اتمام، بر روی کاغذ مکتوب شدند. سپس، در قالب تم‌های اولیه، تم‌های فرعی، و تم‌های اصلی تنظیم شدند. و بالأخره، برای اعتمادپذیری داده‌ها از روش ارزیابی و بررسی کلیت یافته‌ها توسط مشارکت‌کنندگان استفاده گردید.
یافته‌ها: براساس یافته‌ها، ادراک شهروندان از مفهوم زباله در دو مقوله‌ «زباله به مثابه شیئی با ارزش» و «زباله به مثابه چیزی دورریختنی و بی‌ارزش» دسته‌بندی شد. به علاوه، یافته‌های حاصل از تعیین کننده‌های کاهش تولید زباله منجر به استخراج هجده تم فرعی گردید که پس از تحلیل و دسته‌بندی براساس تناسب و تشابه، در هفت تم اصلی به شرح ذیل دسته‌بندی شدند. 1) نگرش‌های زیست‌محیطی، 2) هنجارهای ذهنی، 3) بازبینی و برآورد رفتارِ ادراک شده، 4) تعهدات شهروندی، 5) آموزش و یادگیری، 6) رضایت از عملکرد شهرداری، و 7) کنترل و نظارت.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج تحقیق، نتیجه‌گیری پژوهش حاضر این است که با تقویت نگرش‌های زیست محیطی، رشد هنجارهای ذهنی، افزایش تعهدات شهروندی، گسترش آموزش، بالابردن رضایت‌مندی از شهرداری، و ارتقای کنترل و نظارت، می‌توان تولید زباله را کاهش و به نجات محیط زیست کمک نمود.