جامعه شناسی صنعتی
موضوعات = بهداشت و بیماری
بهداشت و بیماری

نقش کم تحرکی در اضافه وزن زنان در زیست جهان صنعتی معاصر: پژوهشی کمی در بین زنان در شهر یاسوج

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 14 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jis.2026.2087489.1056

سیروس احمدی، آرمان حیدری، فاطمه آماده

چکیده مقدمه: اضافه وزن، یک مشکل عمده در دنیای صنعتی معاصر است که به سرعت در سراسر کشورهای جهان فارغ از سطوح توسعه یافتگی، درحال افزایش است. برآورد می شود حدود 9/1 میلیارد نفر در جهان دچار اضافه وزن هستند. این پدیده به ویژه در بین زنان به دلایل مختلف شیوع بیشتری دارد. در ایران نیز این پدیده در حال گسترش است. یک دلیل عمده اضافه وزن، فرهنگ کم تحرکی است که در دنیای صنعتی از طریق رشد «خودکاری» و «هوش مصنوعی» متداول شده است. با توجه به شیوع پدیده اضافه وزن در بین زنان در ایران از یک سو و پیامدهای زیان بار این پدیده، پژوهش حاضر به دنبال آن است که رابطه فرهنگ کم تحرکی و اضافه وزن را در بین زنان در شهر یاسوج مورد بررسی قرار دهد.
روش: این پژوهش از نوع کمی است که به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری، زنان 18 سال به بالای شهر یاسوج هستند که 380 نفر از آنان به عنوان نمونه تعیین و با استفاده از نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. جهت سنجش اضافه وزن، از شاخص BMI استفاده گردید و طی آن، ابتدا وزن و قد زنان ثبت و پس از انجام محاسبات، به صورت 1) دارای اضافه، 2) بدون اضافه وزن، دسته بندی گردید. جهت سنجش کم تحرکی از یک پرسشنامه پژوهشگر ساخته 10 سئوالی استفاده گردید که مبتنی بر سنجش اسمی دو گزینه ای (بلی=1 و خیر=0) بود و دامنه نمرات بین صفر تا 10 بود. جهت محاسبه اعتبار این پرسشنامه از اعتبار صوری و مراجعه به داوران استفاده گردید و جهت تعیین پایایی آن از روش آزمون-آزمون مجدد استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل های آماری از آزمون رگرسیون لجستیک در نرم افزار SPSS استفاده گردید.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد، از هر سه نفر زنان پاسخگو یک نفر دارای اضافه وزن است. این یافته پژوهش بیانگر آن است که اضافه وزن زنان یک مساله حاد اجتماعی در جامعه شهری است. به‌علاوه، یافته های استنباطی با استفاده از تحلیل رگرسیون لجستیک نشان داد، بین فرهنگ کم تحرکی و اضافه وزن رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر، با درونی سازی بیشتر فرهنگ «کم تحرکی» در بین زنان، شانس عضویت در گروه دارای اضافه وزن افزایش پیدا می کند.
نتیجه گیری: فرهنگ کم تحرکی اثر معناداری بر اضافه وزن زنان در جامعه شهری دارد. با استناد به یافته های پژوهش، با گسترش فرهنگ تحرک فیزیکی در بین زنان می توان به تسکین و تقلیل یکی از مسائل حاد اجتماعی جامعه شهری ایران یعنی اضافه وزن زنان، کمک نمود.

بهداشت و بیماری

دلایل مراجعه زنان به کلینیک های زیبایی جهت انجام عمل جراحی: مطالعه ای کیفی در شهر یاسوج

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jis.2026.2082263.1050

صیاد خردمند

چکیده مقدمه: یکی از ویژگی های برجسته دنیای صنعتی معاصر، رشد بی سابقه صنعت جراحی زیبایی است. توجه به بدن و تغییر و اصلاح آن از طریق انواع جراحی‌های زیبایی، در سراسر دنیا شیوع فراوانی یافته است. اگرچه، مصرف صنعت جراحی زیبایی هم در بین مردان و هم در بین زنان در حال گسترش است اما سهم زنان در مصرف این صنعت به مراتب بیش از مردان است. طی دهه های اخیر صنعت جراحی زیبایی در ایران نیز فراگیر شده است. حسب برآوردها، ایران سیزدهمین کشور دنیا در انجام جراحی های زیبایی است. مصرف صنعت زیبایی در بین زنان در شهر یاسوج نیز طی سال های اخیر رواج فراوانی یافته است. با توجه به ساختار اجتماعی و فرهنگی این شهر مطالعه این پدیده از منظر جامعه‌شناسی حائز اهمیت فراوانی است. براین اساس، پژوهش حاضر به دنبال واکاوی دلایل زنان مراجعه ‌کننده به کلینیک های زیبایی جهت انجام عمل زیبایی در شهر یاسوج است.
روش‌: این پژوهش در چارچوب روش شناسی کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شد. مشارکت کنندگان، 21 نفر زنان ساکن یاسوج هستند که با مراجعه به کلینیک های زیبایی، به انجام جراحی زیبایی پرداخته اند. نمونه‌گیری به صورت هدف مند بود و تا تحقق اشباع نظری ادامه یافت. داده های پژوهش از طریق مصاحبه عمیق نیمه‌ساختاریافته جمع آوری شد و سپس با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی، تحلیل شدند. جهت اعتمادپذیری داده ها از دو تکنیکِ بررسی توسط اعضاء و مقایسه های تحلیلی استفاده شد.
یافته‌ها: تحلیل داده ها منجر به استخراج 5 مقوله اصلی به عنوان دلایل انجام جراحی زیبایی گردید. فشار و تأیید اجتماعی، بازاندیشی هویت و بدن، مصرف‌گرایی و نمایش بدن، نهادینه‌سازی مدیریت بدن در جامعه و پزشکی‌شدن زیبایی. مقوله هسته نیز «همگرایی ساختار و کارگزار» تعیین شد. یافته‌ها نشان داد، دلایل انجام عمل زیبایی در سه سطح خرد (عوامل فردی)، میانی (روابط بین فردی) و کلان (عوامل فرهنگی-اجتماعی) می باشند.
نتیجه‌گیری: جراحی زیبایی در بین زنان در شهر یاسوج نتیجه تعامل پیچیده عوامل فردی و ساختاری است. در سطح خرد، احساس طرد اجتماعی و حقارت؛ در سطح میانی، چشم ‌و هم‌چشمی و تبلیغات؛ و در سطح کلان، نهادینه شدن مدیریت بدن، پزشکی شدن زیبایی، و استحاله فرهنگی نقش مهمی در انجام جراحی های زیبایی دارند. با توجه به یافته ها، جراحی زیبایی، تحت تأثیر تغییرات فرهنگی و اجتماعی، به پدیده‌ای چندبعدی تبدیل شده و درک آن مستلزم توجه همزمان به عوامل فردی و ساختاری ضروری است.

بهداشت و بیماری

نقش واسطه‌ای احساس تنهایی در رابطه بین مدت‌زمان استفاده از گوشی هوشمند و اعتیاد به آن

دوره 2، شماره 2، اسفند 1404، صفحه 121-140

https://doi.org/10.22034/jis.2025.2074619.1039

صفا مجبل علی الجبوری، محمدرضا فیروزی، سحر جهانبخش گنجه

چکیده مقدمه: امروزه گوشی‌های هوشمند به ابزاری جدایی‌ناپذیر در زندگی افراد، به ویژه نوجوانان دانش‌آموز، تبدیل شده‌اند. این دستگاه‌ها با قابلیت‌های پیشرفته رایانه‌ای، امکان دسترسی به سرگرمی، شبکه‌های اجتماعی، ایمیل، منابع علمی و ارتباط با همکلاسی‌ها را فراهم می‌کنند. علی‌رغم مزایای فراوان در تسهیل ارتباطات و دسترسی به اطلاعات، نگرانی‌های جدی درباره استفاده افراطی و پتانسیل اعتیادآور آنها پدید آمده است که لزوم مدیریت صحیح و آگاهانه را ضروری می‌سازد. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه‌ی بین مدت زمان استفاده و اعتیاد به گوشی‌های هوشمند با نقش واسطه‌ای احساس تنهایی بود.

روش: این پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه دانش‌آموزان مقطع متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 1404-1403 بود که تلفن همراه داشتند و 282 نفر به عنوان نمونه تعیین و بر اساس پیشنهاد کلاین و با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی چندمرحله‌ای انتخاب شدند. داده‌های مورد نیاز از طریق پرسشنامه‌ی اعتیاد به تلفن همراه، مقیاس احساس تنهایی عاطفی و اجتماعی بزرگسالان، و پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته در مورد مدت زمان استفاده از اینترنت جمع‌آوری گردید. برای تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی پیرسون و روش مدل‌سازی معادلات ساختاری بهره گرفته شد.

یافته­ ها: یافته ها نشان داد، 11 درصد از واریانس اعتیاد به گوشی‌های هوشمند توسط مدت زمان استفاده از این دستگاه‌ها و احساس تنهایی تبیین می‌شود. مدل برازش شده نشان داد، مدت زمان استفاده از اینترنت تاثیر مستقیم و مثبت بر اعتیاد به تلفن همراه(17/0=β) و احساس تنهایی (29/0=β) دارد. همچنین احساس تنهایی تاثیر معناداری بر اعتیاد به تلفن همراه (23/0=β) داشته و اثر غیرمستقیم مدت زمان استفاده از اینترنت بر اعتیاد به تلفن همراه از طریق احساس تنهایی (07/0=β) است که معنا­دار و قابل توجه است.

نتیجه‌گیری: نوجوانانی که از تعاملات اجتماعی واقعی فاصله گرفته و احساس انزوا و تنهایی را تجربه می‌کنند، اغلب به فضای مجازی و تلفن همراه روی می‌آورند تا از احساسات منفی و موقعیت‌های ناخوشایند بگریزند. این امر می‌تواند به افزایش خطر اعتیاد به این دستگاه‌ها منجر شود. بنابراین، توجه به ابعاد روانشناختی و تنظیم زمان استفاده از تلفن همراه برای پیشگیری مؤثر از اعتیاد در این گروه سنی ضرورت دارد. همچنین، آموزش مهارت‌های مقابله‌ای و تقویت حمایت‌های اجتماعی می‌تواند نقش مهمی در کاهش احساس تنهایی و به تبع آن کاهش گرایش به اعتیاد تلفن همراه ایفا کند.

بهداشت و بیماری

تحلیل جامعه شناختی تعیین کننده های ابتلا به کلسترول بالای خون در دنیای صنعتی معاصر

دوره 2، شماره 2، اسفند 1404، صفحه 185-201

https://doi.org/10.22034/jis.2026.2081378.1048

ابراهیم ایران نژاد

چکیده مقدمه: کلسترول بالای خون به عنوان یک مساله حاد اجتماعی و بهداشتی به سرعت در سراسر جهان درحال گسترش است، به طوری که برآورد میشود 39% جمعیت بزرگسال جهان درگیر این بیماری هستند. اگرچه، کلسترول بالای خون ناشی از عوامل متعدد «ژنتیکی» و «زیستی» است اما عامل اصلی آن، شرایط جامعه نوین صنعتی و تغییرات گسترده «سبک زندگی» ناشی از آن مانند «بی تحرکی» است. با توجه به اینکه، نرخ شیوع کلسترول بالای خون، در ایران نزدیک به میانگین جهانی است، و این بیماری پیوند نزدیکی با عوامل اجتماعی دارد، پژوهش حاضر به دنبال آن است که از چشم‌‌‌‌اندازی جامعه شناختی اثر سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر ابتلا به کلسترول بالای خون را بررسی کند.

روش: این مطالعه از نوع کمّی و به روش پیمایشی انجام شده است. فرآیند انجام تحقیق به این صورت بود که از افراد منتخب طی دعوت نامه ای خواسته شد جهت انجام آزمایش خون به آزمایشگاه طرف قرارداد در شهر تبریز مراجعه نمایند. در دوره زمانی یکماهه از تحویل دعوت نامه ها، 385 نفر از افرادی که به آزمایشگاه مراجعه کردند، پس از انجام آزمایش، پرسشنامه‌های تحقیق شامل سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی، و سرمایه اقتصادی در اختیار شان قرار داده شد و از آنها خواسته شد به سئوالات آن جواب بدهند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون رگرسیون لجستیک در نرم افزار SPSS استفاده گردید.

یافته ها: براساس یافته های توصیفی تحقیق، 304 نفر از پاسخگویان دارای کلسترول خون نرمال و 81 نفر دارای کلسترول خون غیرنرمال بودند که نشان می دهد نرخ شیوع ابتلا به این بیماری در بین شهروندان تبریزی برابر با 21% است. یافته های تحقیق نشان میدهد، رابطه معناداری بین سرمایة اجتماعی، سرمایه فرهنگی، و سرمایه اقتصادی با عضویت در گروه کلسترول خون نرمال وجود دارد و با بالا رفتن سرمایه های سه گانه، شانس عضویت در گروه کلسترول خون نرمال افزایش می یابد. یافته ها نشان میدهد، متغیرهای سرمایه اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی قادرند 43% از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند.

نتیجه‌گیری: ابتلا به کلسترول بالای خون به عنوان یک مساله حاد اجتماعی و بهداشتی در ایران درحال شیوع است. با توجه به پیامدهای زیانبار آن از یک سو و پیوند نزدیک آن با تعیین کننده های اجتماعی، یافته های این پژوهش حایز اهمیت است. بر اساس نتیجه پژوهش حاضر، با تغییر در میزان سرمایه های اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی می توان ابتلا به کلسترول بالای خون را کاهش داد.