تحلیل جامعه شناختی رابطه پایگاه اقتصادی- اجتماعی و رفتار محیطزیستی ساکنان کلان شهر شیراز
دوره 2، شماره 2، اسفند 1404، صفحه 66-84
https://doi.org/10.22034/jis.2025.2068456.1037
اصغر میرفردی، درنا سلامتیان
چکیده مقدمه: امروزه کلانشهرها با چالشهای متعددی در ابعاد کالبدی، زیستمحیطی، اجتماعی و فرهنگی مواجه اند. رشد شهرنشینی و جمعیت، پیامدهای زیانباری برای این شهرها بدنبال داشته است. شیراز، به عنوان یکی از کلانشهرهای ایران، با مشکلات زیستمحیطی گوناگونی روبروست که سهم انسان در ایجاد آنها قابل توجه است. این مشکلات ریشه در رفتار مادیگرایانه، سلطهجویانه و توسعهطلبانه انسان معاصر دارند. نظر به اینکه، بخش قابل توجهی از باورها و رفتارهای شهروندان با جایگاه اجتماعی آنها مرتبط است، پایگاه اقتصادی-اجتماعی یک عامل مهم در شکلگیری رفتار زیستمحیطی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت رفتار زیستمحیطی و ارتباط آن با پایگاه اقتصادی-اجتماعی انجام شده است.
روش: این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری، ساکنان ۱۸ سال به بالای شهر شیراز بود که نمونهای ۴۰۰ نفری از آنها با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای متناسب با حجم انتخاب گردید. رفتار محیطزیستی با مقیاس میرفردی و همکاران (۱۳۹۶) و پایگاه اقتصادی-اجتماعی با مقیاس رادمان (۱۳۹۶) سنجیده شد. برای اعتبارسنجی، از اعتبار صوری استفاده شد و پایایی ابزار با روش آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت که مقدار آن برای رفتار زیستمحیطی 85/0 و برای پایگاه اقتصادی-اجتماعی 72/0 بود.
یافتهها: براساس یافته های توصیفی، میانگین پایگاه اقتصادی-اجتماعی پاسخگویان 3/13 و میانگین رفتار محیط زیستی 3/37 است. نتایج نشان داد، پایگاه اجتماعی- اقتصادی و سن با رفتار محیطزیستی رابطه مستقیم و معناداری دارند. به علاوه، تفاوت معناداری بین میانگین رفتار محیطزیستی زنان و مردان وجود دارد و زنان، رفتار محیطزیستی مسئولانهتری دارند. همچنین، بین رفتار محیط زیستی با توجه به میزان تحصیلات، میزان تحصیلات پدر، میزان تحصیلات مادر و وضعیت تأهل، تفاوت معناداری وجود دارد. افراد با تحصیلات دکتری، تحصیلات دکتری پدر و مادر و متأهلها، رفتار محیط زیستی مسئولانهتری دارند. تحلیل رگرسیونی نشان داد متغیرهای مستقل مورد بررسی توانستند 14 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند.
نتیجهگیری: بررسی نقش پایگاه اقتصادی- اجتماعی در رفتار محیط زیستی، نیازمند توجه به تمایزات درون پایگاهی و نوع رفتارهای محیط زیستی است. در جامعه مورد مطالعه، طبقات متوسط و بالاتر رفتار مسئولانه تری نسبت به محیط زیست گزارش کردند. از آنجا که محرومیتهای اقتصادی و اجتماعی بر اولویتبندی و رفتار افراد نسبت به محیط زیست تأثیر میگذارد، اجرای سیاستهایی برای کاهش فقر و ارائه آموزشهای مؤثر برای تغییر نگرش و رفتار زیستمحیطی ضروری به نظر میرسد. همچنین، استفاده از ظرفیتهای آموزش رسمی و غیررسمی میتواند در تقویت نگرشها و ترویج رفتارهای مسئولانه زیستمحیطی نقش مهمی داشته باشد و به ویژه جوانان و نوجوانان را به سمت اینگونه رفتارها سوق دهد.
بررسی عوامل مؤثر بر کاهش تولید زباله با استفاده از نظریه ی رفتار برنامه ریزی شده
دوره 2، شماره 2، اسفند 1404، صفحه 85-102
https://doi.org/10.22034/jis.2025.2057373.1028
رستا صادق نیا، احسان کهنسال خوب
چکیده مقدمه: در ایران شهرنشینی سریع، توسعه اقتصادی و تغییر الگوهای مصرف منجر به افزایش تولید کلی زباله شده است. برآوردها نشان میدهد که میانگین تولید زبالهی جامد تقریباً 0.63 کیلوگرم به ازای هر نفر در روز است که بر نیاز فوری به استراتژیهای مدیریت پسماند موثر برای مقابله با این مشکلِ رو به رشد تاکید میکند. اولین مرحله از سلسـله مراتـب مـدیریت جـامع پسـماند، کـاهش تولید زباله در مبـدا میباشد که نسبت به روش های بازاستفاده و بازیافت کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر کاهش تولید زباله با استفاده از نظریهی رفتار برنامه ریزی شده است.
روش: این پژوهش در چارچوب روششناسی کمی و با استفاده از روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری، افراد 15 سال و بالاتر در شهر آبادان است که 395 نفر به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته و پرسشنامه استاندارد بوده است. جهت تعیین اعتبار پرسشنامه ی کاهش تولید زباله، اعتبار صوری و محتوا و جهت تعیین پایایی این پرسشنامه از روش آزمون- آزمون مجدد استفاده گردید که ضریب توافق برابر با 91/0 به دست آمد. به علاوه، جهت سنجش اعتبار پرسشنامه های هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری ادراک شده از اعتبار سازه به روش تحلیل عاملی تاییدی و جهت بررسی پایایی از روش آلفا کرانباخ استفاده گردید.
یافتهها: طبق نتایج تحقیق، رابطهی معناداری بین نگرشهای زیستمحیطی با کاهش زباله بدست نیامده است ولی رابطهی بین هر دو بعدِ هنجارهای ذهنی (توصیفی و تأکیدی) با کاهش زباله مثبت و معنادار است و در این میان، بعد توصیفی به مراتب قوی تر از بعد تاکیدی است. همچنین، بین کنترل رفتار ادراک شده با کاهش زباله رابطه ی معناداری وجود دارد و طی آن، بین کنترل درونی با کاهش زباله رابطه ی مثبت و معنادار و بین کنترل بیرونی با کاهش زباله رابطه ی منفی و معنادار دیده می شود. میانگین کاهش زباله در میان افراد مجرد و متأهل و گروههای مختلف تحصیلی دارای تفاوت معناداری است. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داده است متغیرهای وارد شده در تحقیق میتوانند 20/0 واریانس متغیر وابسته کاهش تولید زباله را تبیین کنند. بیشترین تأثیر مربوط به هنجارهای ذهنی تأکیدی و کنترل رفتار ادراک شده بیرونی است.
نتیجهگیری: یافتهها، اهمیت هنجارهای ذهنی و کنترل رفتار ادراک شده را در رفتار کاهش زباله تأیید میکند. تأکید ویژه بر نقش قویتر هنجارهای توصیفی و تأثیر منفی کنترل بیرونی، میتواند بینشهای ارزشمندی برای طراحی مداخلات مؤثر در مدیریت پسماند ارائه دهد.
