جامعه شناسی صنعتی
موضوعات = صنعت خدماتی (گردشگری، حمل و نقل، سرگرمی، ورزش، پزشکی و غیره)
صنعت خدماتی (گردشگری، حمل و نقل، سرگرمی، ورزش، پزشکی و غیره)

بررسی تأثیر وقفه‌های کاری بر بهزیستی با نقش میانجی نشخوار فکری در کادر درمان صنعت پزشکی

دوره 2، شماره 2، اسفند 1404، صفحه 1-19

https://doi.org/10.22034/jis.2025.2030174.1009

محسن اخوان مهدوی، ریحانه رحیم زاده

چکیده مقدمه: در نتیجه نفوذ گسترده فناوری های نوین به ویژه اینترنت و تلفن همراه در زندگی کارکنان، وقفه های کاری به چالشی مهم در سازمان ها تبدیل شده اند. ایمیل، پیامک، تماس های تلفنی و غیره، برخی از شایع ترین زمینه های شکل گیری وقفه های کاری هستند که کارکنان را از وظایف کاری معمول شان منحرف می سازند. حسب شواهد، وقفه های کاری پیامدهای منفی زیادی بر سازمان دارند. وقفه های کاری در همه سازمان ها اتفاق می افتند اما در صنعت پزشکی از حساسیت بیشتری برخوردارند. بدلیل شیوع وقفه­ های کاری در بین کارکنان سازمانها در ایران، این پژوهش تلاش کرده است اثر وقفه‌های کاری بر بهزیستی با نقش میانجی نشخوار فکری را در کارکنان صنعت پزشکی بررسی کند.

روش: نوع تحقیق بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس روش و نحوه گردآوری داده ها، پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه کادر درمان بیمارستان شهید چمران تهران (مرکز تخصصی دندان‌پزشکی شهید فخری‌زاده) به تعداد 305 نفر می‌باشد که 260 نفر از آنان به روش احتمالی تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت سنجش بهزیستی، نشخوار فکری و وقفه های کاری به ترتیب از پرسشنامه‌های بهزیستی کارول ریف (1989)، نشخوار فکری نولن- هوکسما و مارو (1991) و وقفه‌های کاری یو و لی (2007) استفاده شد. این پرسشنامه ها در تحقیقات پیشین تعیین اعتبار شده و در شرایط جامعه ایران مورد استفاده قرار گرفته اند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادله ساختاری در نرم افزار Amos استفاده گردید.

یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که وقفه‌های کاری با ضریب 51/0 بر بهزیستی تأثیر معنادار دارد و با ضریب 04/0- بر نشخوار فکری تأثیر معنادار ندارد. نشخوار فکری با ضریب تأثیر 19/0- بر بهزیستی تأثیر معنادار داشته است. همچنین نشخوار فکری رابطه وقفه‌های کاری و بهزیستی کادر درمان بیمارستان شهید چمران تهران (مرکز تخصصی دندان‌پزشکی شهید فخری‌زاده) را میانجی‌گری نمی‌کند. مربع ضریب همبستگی چندگانه نشان می دهد که وقفه‌های کاری و نشخوار فکری به میزان 31 درصد، واریانس متغیر وابسته بهزیستی را تبیین می کنند.

نتیجه‌گیری: با استناد به یافته های تحقیق، نتیجه گیری پژوهش این است که وقفه‌های کاری با فعال کردن عاطفه مثبت با توجه به ماهیت شغلی کادر درمان، باعث ارتقای بهزیستی می‌شود. کادر درمان به وقفه‌های متعدد و مکرر در محیط کاری خود عادت کرده‌اند و از این جهت استرس زیاد و نشخوار فکری را برای آنها به همراه نخواهد داشت و همین عامل تبیین‌کننده عدم وجود نقش میانجی نشخوار فکری در رابطه وقفه‌های کاری و بهزیستی کادر درمان می‌باشد.

صنعت خدماتی (گردشگری، حمل و نقل، سرگرمی، ورزش، پزشکی و غیره)

تحلیل ساختاری تفسیری عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر مشارکت مردم در بازار بورس اوراق بهادار

دوره 2، شماره 2، اسفند 1404، صفحه 20-46

https://doi.org/10.22034/jis.2025.2024574.1007

سید صمد بهشتی، علی اکبر فرزین فر، مرضیه برخورداری ناغانی

چکیده مقدمه: دستیابی به توسعه، هدفی مطلوب برای بسیاری از کشورها، از جمله ایران، است. این هدف مهم جز از طریق انباشت سرمایه و وجود یک بازار سرمایه قوی امکان‌پذیر نیست. بورس اوراق بهادار، به عنوان مهم‌ترین بخش بازار سرمایه، در کنار بازار پول، زیرمجموعه‌ای از بازار مالی ایران و نماد بخش تولیدی اقتصاد کشور است که اساساً هدف آن بسیج منابع پولی برای فعالیت‌های تولیدی است. اگرچه این بازار در طول دهه گذشته از نظر حجم و ارزش معاملات و تعداد شرکت‌های فعال رشد قابل توجهی داشته است، اما بررسی داده‌ها و اطلاعات مربوط به این بازار نشان می‌دهد که این بازار در جایگاه واقعی خود قرار ندارد و در مقایسه با بازارهای سایر کشورها، نقش قابل توجهی در توسعه اقتصادی کشور ایفا نمی‌کند. بنابراین، این تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال است: چه عواملی بر مشارکت عمومی در بازار سهام تأثیر می‌گذارند؟
روش: این تحقیق با روش کیفی و با استفاده از تکنیک مدل­سازی ساختاری تفسیری نگاشته شده است. میدان مطالعه این تحقیق متخصصانی هستند که به مسایل اجتماعی و اقتصادی ایران اشراف داشته و خود از فعالان بازار بورس هستند. شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند و با استفاده از شیوه گلوله برفی بود ه­است. 21 نفر متخصص، جمعیت نمونه این تحقیق را تشکیل داده اند. ابزار جمع آوری اطلاعات فیش برداری از اسناد و ادبیات مربوط به موضوع و نیز مصاحبه با نمونه تحقیق بوده است.
یافته ها: یافته‌ های این تحقیق نشان می‌دهد که عوامل کلان و ساختاری، تعیین‌کننده مشارکت عمومی در بازار سهام هستند. بر اساس قدرت محرک (نفوذ) و وابستگی، چهار گروه (خوشه) از عناصر شناسایی شدند: منطقه مستقل: مؤلفه‌های سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل کلان سیاسی، ارزش‌ها و همنوایی اجتماعی در منطقه مستقل قرار گرفتند (به این معنی که نفوذ بالا و وابستگی کم دارند). منطقه خودمختار: مؤلفه گروه‌های مرجع در منطقه خودمختار مشاهده شد. منطقه وابسته: مؤلفه‌های ویژگی‌های شخصیتی و اعتماد در منطقه وابسته مشاهده شدند (به این معنی که نفوذ کم و وابستگی زیاد دارند). مرز/سایر: سه مؤلفه - فرهنگ اقتصادی، رسانه و نگرش - در مرز بین مناطق متصل و مستقل قرار دارند. متغیر آگاهی در مرز بین مناطق متصل و وابسته قرار دارد.
نتیجه گیری: با سیاست گذاری دقیق تر و تغییر سیاست های اقتصادی فعلی، فعال کردن بازار بورس بر حسب عوامل شناخته شده این تحقیق و همچنین عدم دخالت دولت در این بازار می توان جایگاه بازار بورس را در بازار مالی ایران اعتلا بخشید و در مسیر توسعه اقتصادی قدم برداشت.