رابطه شاخصهای اقتصادی اجتماعی و فساد در ایران در دوره 1403-1382: مطالعه سری زمانی
دوره 2، شماره 2، اسفند 1404، صفحه 141-167
https://doi.org/10.22034/jis.2025.2075940.1040
مریم مختاری، سیروس احمدی، مجید جبار
چکیده مقدمه: فساد یک موضوع چالش برانگیز در همه کشورهای دنیا به ویژه کشورهای درحال توسعه است. در دنیای صنعتی نوین به دلیل تولید بیشتر ثروت، انگیزه های فساد مضاعف شده و زمینه های وقوع آن بیشتر شده است. در ایران نیز در دهه های اخیر و سرعت گرفتن روند نوسازی جامعه، فساد گسترش یافته و به یک مساله مهم اجتماعی تبدیل شده است. اگرچه، در ایران، تلاشهای زیادی برای مبارزه با فساد صورت گرفته و قوانین متعددی به تصویب رسیده اند، اما این پدیده به ویژه در سال های اخیر شیوع بیشتری یافته است. بدون تردید، تداوم این وضعیت، پیامدهای زیان باری به دنبال خواهد داشت. پژوهش حاضر تلاش کرده است، فساد را در ایران برمبنای شاخصهای توسعه اقتصادی و اجتماعی در یک دوره بلندمدت مورد بررسی قرار دهد.
روش: پژوهش حاضر از نوع کمی- طولی است که به روش سری زمانی انجام شده است. در این پژوهش رابطه شاخص های اقتصادی شامل بیکاری و تورم و نیز شاخص های اجتماعی مانند آزادی های سیاسی/مدنی و نفوذ اینترنت با فساد در دوره 1403-1382ا مورد تحلیل قرار گرفت. داده های مورد نیاز از سازمان شفافیت بین الملل، بانک جهانی، و خانه آزادی، جمعآوری شدهاند. برای بررسی رابطه کوتاه مدت و بلند مدت بین متغیرها از الگوی خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی در نرم افزار مایکروفیت، استفاده شدهاست.
یافته ها: براساس یافته های تحقیق، میزان فساد در دوره 1403-1382 روندی افزایشی داشته است که نشان می دهد فساد همچنان یک مساله حاد اجتماعی در ایران است. به علاوه، یافته های تحقیق نشان می دهند، در بلند مدت بین شاخص های اقتصادی بیکاری و تورم و شاخص اجتماعی آزادی سیاسی/مدنی با فساد رابطه معنادار وجود دارد و طی آن با افزایش «بیکاری» و «تورم»، میزان فساد افزایش یافته است. اما در همین دوره، با افزایش «ضریب نفوذ اینترنت» و «آزادی سیاسی/مدنی» به عنوان دیگر شاخص توسعه اجتماعی، از میزان فساد کاسته شده است.
نتیجه گیری: فساد به عنوان یک مساله مهم اجتماعی از یکسو پیامدهای زیانبار زیادی دارد و از سوی دیگر متاثر از گستره ای از عوامل است. پژوهش حاضر با تمرکز بر سطح کلان و یک دوره نسبتا طولانی به روشنی نشان داده است فساد پیوند نزدیک و پیچیده ای با برخی شاخص های توسعه اقتصادی و اجتماعی دارد. با بالا رفتن تورم و بیکاری، فساد روند افزایشی یافته و با افزایش ضریب نفوذ اینترنت و آزادی های سیاسی/مدنی روند کاهشی پیدا کرده است. از این یافته ها نتیجه گیری می شود که فساد در ایران پدیده ای پیچیده و چندلایه است.
تحلیل جامعه شناختی احساس امنیت زنان و عوامل موثر بر آن در کلان شهر شیراز
دوره 2، شماره 2، اسفند 1404، صفحه 224-238
https://doi.org/10.22034/jis.2025.2060570.1034
علیرضا فرخی
چکیده مقدمه: زنان تا پیش از انقلاب صنعتی صرفا نقشهای سنتی برعهده داشتند اما جامعه نوین صنعتی باعث شد زنان به طور گسترده وارد عرصه های مختلف اجتماعی شوند و نقش های آنان بطور حیرت انگیزی تغییر یابد. اگرچه، زنان موفقیت های بسیار بزرگی در حوزه های مختلف کسب کرده اند اما همواره با چالش های متعددی نیز روبرو بوده اند. امنیت یکی از این چالش ها است که به ویژه در کلان شهرها در سراسر جهان به یک مساله حاد اجتماعی تبدیل شده است. این وضعیت در ایران نیز به عنوان کشوری که در دهه های اخیر تغییرات زیادی در وضعیت زنان تجربه نموده است، وجود دارد. برهمین مبنا، هدف این پژوهش، بررسی احساس امنیت در بین زنان و ارتباط آن با «عزت نفس» و «اعتماد» در کلان شهر شیراز است.
روش: این پژوهش از نوع کمی است که با استفاده از تکنیک پیمایش انجام شده است. جامعه آماری، زنان 15تا45 ساله کلان ﺷﻬﺮ شیراز ﻫﺴﺘﻨﺪ که 384 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق جهت احساس امنیت، پرسشنامه امنیت و لذت گیلبرت و همکاران (2009) بود. برای سنجش عزت نفس از پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ (1965) استفاده گردید و بالاخره، برای برآورد اعتماد از پرسشنامه اعتماد اجتماعی میرفردی و قارنایی (1395) استفاده به عمل آمد. کلیه پرسشنامه ها با استفاده از همسانی درونی به روش آلفا کرانباخ تعیین پایایی شدند که مقادیر آن برای «عزت نفس»(79/0)، «احساس امنیت» (83/0) و «اعتماد» (81/0) بود.
یافتهها: براساس یافته های توصیفی، میانگین نمره احساس امنیت در بین زنان، کمتر از سطح متوسط است که نشان می دهد احساس امنیت همچنان یک مساله چالش برانگیز در کلان شهرهاست. به علاوه، براساس یافته های تحلیلی، رابطه مستقیم و معناداری بین عزت نفس و اعتماد اجتماعی با احساس امنیت زنان وجود دارد و این متغیرها قادر هستند، 28/0 واریانس را تبیین کنند. یافته ها همچنین نشان دادند، متغیرهای وضع تاهل و تحصیلات رابطه معناداری با احساس امنیت ندارند.
نتیجهگیری: زنان نیمی از جمعیت هر جامعه را تشکیل میدهند و نقش حیاتی در فرآیند توسعه جوامع نوین صنعتی ایفا میکنند. با این حال، فقدان احساس امنیت میتواند مانع پیشرفت آنها شود و همین امر، پرداختن به این مساله اجتماعی را ضروری میسازد. نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که با بهبود عزت نفس روانی و ظرفیتهای اعتماد اجتماعی زنان، میتوان احساس امنیت را در کلانشهرها افزایش داد و به طور بالقوه یکی از چالشهای مهم پیش روی زنان کشور را تسکین و تقلیل داد.
