جامعه شناسی صنعتی
موضوعات = توسعه
توسعه

واکاوی اثرات اجتماعی توسعه صنعت گاز بر نواحی روستایی پیرامون: مورد مطالعه خط لوله گاز بیدبلند-شیراز در منطقه گچساران.

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 22 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jis.2026.2077251.1041

صدیقه احمدیان، مصطفی احمدوند، مریم شریف زاده

چکیده مقدمه: انجام پروژه های توسعه انرژی های فسیلی می توانند تغییرات اجتماعی گسترده ای در جهات مورد نظر و البته ناشناخته به ویژه در نواحی روستایی پدید آورند. این امر باعث شده است اثرات اجتماعی این پروژه‌ها در کشورهای نفت‌خیز به طور فزاینده‌ای مورد توجه قرار گیرد. از این رو، هدف پژوهش حاضر ارزیابی اثرات اجتماعی توسعه صنعت گاز (خط لوله گاز بیدبلند - شیراز) بر مناطق روستایی شهرستان‌های گچساران و باشت در استان کهگیلویه و بویراحمد بود.
روش: در این پژوهش از روش پیمایش علّی- مقایسه‌ای گذشته نگر استفاده شد. نمونة آماری، 207 نفر از سرپرستان خانوار در دو گروه از روستاهای برخوردار و غیربرخوردار از گاز خانگی بود که به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای با انتساب متناسب سهم هر روستا مشخص و انتخاب گردیدند. ابزار تحقیق جهت گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌ محقق ساخته بود. روایی صوری این پرسشنامه توسط گروهی از متخصصان دانشگاهی مورد ارزیابی قرار گرفت و برای پایایی این پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن برای بخش‌های مختلف بین 58/0 تا 88/0 به دست آمد. تحلیل داده‌ها از طریق نرم افزارSPSS21 و اخذ آزمون‌های تحلیل واریانس و کوواریانس صورت پذیرفت.
یافته ها: یافته ها نشان داد در روستاهای برخوردار از گاز خانگی، ویژگی‌های جمعیت‌شناختی، بهداشت و سلامت، حفاظت از منابع جمعی، سرمایه اجتماعی، رفاه اجتماعی و کیفیت زندگی بهبود یافته است، اما ساختار اجتماعی مانند آداب، رسوم و هنجارهای اجتماعی، تضعیف شده است. همچنین، توسعه صنعت گاز در منطقه مورد بررسی توانسته است در وضعیت جمعیت‌شناختی، بهداشت و سلامت، حفاظت از منابع جمعی، سرمایه اجتماعی و رفاه اجتماعی و کیفیت زندگی به ترتیب به میزان 33/5، 40، 3/54، 14، 13 و 8 درصد تأثیر مثبت ایجاد نماید. این در حالی است که توسعه صنعت گاز بر ساختار اجتماعی منطقه مورد بررسی، تأثیر منفی 6/23% داشته است.
نتیجه‌گیری: توسعه صنعت نفت و گاز منجر به ایجاد تغییرات گسترده در زندگی مردم محلی می‌شود اما در اجرای این گونه پروژه ها، پایداری اجتماعی نباید به فراموش سپرده شود. ارزیابی اثرات اجتماعی پروژه، روشی قدرتمند و کارآمد است که مورد استفاده قرار می گیرد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهند توسعه صنعت گاز در نواحی روستایی منجر به تغییرات گسترده شده است. در حالیکه، در برخی حوزه ها تغییرات مثبتی به وقوع پیوسته است اما ساختار اجتماعی این روستا تضعیف شده است. با این وصف، نتیجه گیری این پژوهش آن است که ایجاد هر پروژه توسعه‌ای در صنعت نفت و گاز نیازمند انجام ارزیابی اثرات اجتماعی بهنگام است.

توسعه

شاخص‌های توسعه اقتصادی – اجتماعی و میزان مواد مخدر کشف شده در ایران از سال 1370 تا 1402 : یک تحلیل سری زمانی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 تیر 1405

https://doi.org/10.22034/jis.2026.2078655.1045

حمید صداقت، یعقوب حسانی

چکیده مقدمه: بروز و گسترش پدیده مواد مخدر، به عنوان یکی از اصلی‌ترین و بغرنج‌ترین چالش‌های پیش روی جامعه بشری در عصر حاضر، ابعاد گسترده‌ای یافته است. این معضل، نه تنها از طریق اعتیاد، خسارات جبران‌ناپذیری به سلامت جسمی و روانی افراد وارد می‌سازد، بلکه با تحمیل هزینه‌های سنگین اقتصادی و اجتماعی، سرمایه‌های مادی و انسانی جوامع را به شکلی عمیق و پایدار تضعیف و مستهلک می‌نماید میزان مواد مخدر کشف‌شده به عنوان یکی از شاخص‌های کلیدی در مبارزه با جرایم سازمان‌یافته و سنجش فعالیت‌های پلیس و دستگاه‌های اطلاعاتی، همواره مورد توجه جدی نهادهای امنیتی و پژوهشی بوده است. در این تحقیق، تلاش شده است تا میزان کشف مواد مخدر به عنوان تابعی از شاخص‌های کلان توسعه اقتصادی-اجتماعی مورد تحلیل قرار گیرد.
روش: این پژوهش ماهیتی کمی داشته و با اتکا به داده‌های سری زمانی برای یک بازه‌ی ۳۳ ساله، یعنی از سال ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۲، به اجرا درآمده است. برای تحلیل و برآورد روابط کوتاه‌مدت و بلندمدت میان متغیرهای مورد مطالعه، از الگوی خودرگرسیونی با وقفه‌های توزیعی استفاده شده است. تمامی محاسبات و تخمین‌های مربوط به مدل‌سازی، با بهره‌گیری از نرم‌افزار تخصصی ماکروفیت صورت پذیرفته است. داده‌های اقتصادی، اجتماعی و امنیتی مورد نیاز برای تحلیل، از منابع رسمی و معتبری چون مرکز آمار ایران، بانک جهانی، و سازمان مبارزه با مواد مخدر جمع‌آوری و تدوین شده‌اند.
یافته‌ها: نتایج تحقیق به وضوح نشان می‌دهد که در درازمدت، میزان کشفیات مواد مخدر به صورت معناداری تحت تأثیر مجموعه‌ای از شاخص‌های کلان اقتصادی و اجتماعی قرار می‌گیرد. رشد هر یک از عوامل زیر، به طور معناداری باعث افزایش میزان مواد مخدر کشف‌شده می‌شود: نرخ تورم، جمعیت شهری، مشارکت نیروی کار، نرخ باسوادی و تولید ناخالص داخلی. در مقابل، افزایش نرخ مشارکت زنان در بازار کار به عنوان یک عامل بازدارنده عمل کرده و به طور معناداری با کاهش میزان مواد مخدر کشف‌شده مرتبط است.
نتیجه گیری: درک عوامل زیربنایی و زمینه‌ساز وقوع جرم مواد مخدر، گام نخست برای طراحی یک برنامه استراتژیک کارآمد و اثربخش در جهت کاهش و کنترل آن محسوب می‌شود. بی‌تردید، عوامل متعددی در تعیین میزان کشفیات مواد مخدر نقش‌آفرین هستند و به عنوان متغیرهای تبیین‌کننده عمل می‌کنند. این عوامل طیف گسترده‌ای از ابعاد اقتصادی، اجتماعی، روانی، فرهنگی و سیاسی را در بر می‌گیرند. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده در این مطالعه، میزان کشفیات مواد مخدر در ایران، به منزله یک مسئله اجتماعی حاد و برجسته،تحت تأثیر مجموعه‌ای از شاخص‌های کلان در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی قرار دارد.

توسعه

تحلیل فضایی نابرابری های منطقه ای نماگرهای توسعه صنعتی در ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 تیر 1405

https://doi.org/10.22034/jis.2026.2084564.1051

محمود اکبری

چکیده چکیده مبسوط
مقدمه: توزیع فضایی نامتوازن کاربری‌های صنعتی یکی از مهمترین مسائل شهری و منطقه ای در کشورهای در حال توسعه و ایران است. توزیع متعادل و متوازن نماگرهای توسعه به ویژه فعالیت های صنعتی، گام مهمی جهت از بین بردن نابرابری های منطقه ای است. به همین خاطر پژوهش حاضر با هدف بررسی نابرابری های منطقه ای نماگرهای توسعه صنعتی در ایران انجام شده است.
روش: در این پژوهش کمی- تحلیلی با استفاده از تکنیک راه‌حل ترکیبی سازشی (کوکوسو) نماگرهای توسعه صنعتی در ایران مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. محدودة این پژوهش را 31 استان ایران در سال 1402 تشکیل می دهند. داده های مورد نیاز پژوهش داده های ثانویه بوده است که از سالنامه آماری ایران در سال 1402 اقتباس شده است. تعداد 12 نماگر جهت تحلیل فضایی نماگرهای توسعه صنعتی ایران انتخاب شده اند. این نماگرها با استفاده از مدل آنتروپی شانون وزن دهی شده اند و در تکنیک کوکوسو به کار گرفته شده اند. بعد از تشکیل ماتریس تصمیم از داده های صنعتی گام های مختلف مدل کوکوسو برای استان های ایران محاسبه شده است و استراتژی های سه گانه این مدل اجرا شده است و نهایتاً مقدار امتیاز نهایی استان های ایران از لحاظ نماگرهای توسعه صنعتی در سال 1402محاسبه شده است و مقایسه تطبیقی استان های ایران انجام شده است.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در استراتژی اول تکنیک کوکوسو تهران با (0/040)، اصفهان با (0/040) و خراسان رضوی با (0/038) بیشترین امتیازات را به خودشان اختصاص داده‌اند. در استراتژی دوم تکنیک کوکوسو تهران با (18/344)، اصفهان با (16/20) و خراسان رضوی با (11/689) بیشترین امتیازات را به خودشان اختصاص داده اند. در استراتژی سوم تکنیک کوکوسو تهران با (1/000)، اصفهان با (0/986) و خراسان رضوی با (0/942) بیشترین امتیازات را دارا بودند. در هر سه استراتژی تکنیک کوکوسو تهران، اصفهان و خراسان رضوی بیشترین نماگرهای توسعه صنعتی را دارا بوده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در استراتژی اول تکنیک کوکوسو ایلام با کسب نمره (0/023) کمترین امتیاز را به خود اختصاص داده است. در استراتژی دوم تکنیک کوکوسو خراسان شمالی با کسب نمره (2/274) کمترین امتیاز را به خود اختصاص داده است. در استراتژی سوم تکنیک کوکوسو استان ایلام با کسب نمره (0/577) کمترین امتیاز را دارا بوده است. در استراتژی اول و استراتژی سوم تکنیک کوکوسو استان ایلام کمترین امتیاز را از آن خود نموده است.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش و مقدار امتیاز نهایی(K) حاصل شده از تکنیک کوکوسو نشان دهنده نابرابری و عدم تعادل در نماگرهای توسعه صنعتی ایران بوده است.

توسعه

راهبردهای مقابله­ با چالش­ های توسعه­ شرکت­ های دانش ­بنیان و واحدهای فناور در استان خوزستان

دوره 2، شماره 2، اسفند 1404، صفحه 103-120

https://doi.org/10.22034/jis.2025.2072819.1038

مهران بندری، علی حسین حسین زاده، کریم رضادوست

چکیده مقدمه: دانش و نوآوری، اساسی­ترین عامل پیشرفت در عرصه ­های صنعتی و اقتصادی محسوب می­گردد. شرکت ­های دانش ­بنیان به ‌منظور تحقق بخشیدن به این هدف و به ‌منظور عملیاتی‌کردن آموخته ­های نظری و دانشگاهی در صنعت ایجاد شده­اند. ظهور شرکت­ های دانش ­بنیان در دهه ­های اخیر به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد دانش­ محور، جایگاه ویژه­ ای در ارتقای تولید، خلق ارزش افزوده و افزایش رفاه اجتماعی یافته است. با این حال، شرکت ­ها در مسیر توسعه با چالش ­های متعددی مواجه هستند که در بستر استان خوزستان این مشکلات نمود بیشتری یافته ­اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی راهبردهای غلبه بر چالش ­های توسعه شرکت ­های دانش ­بنیان در این استان صورت گرفت.

روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بهره گیری از روش نظریه داده­ بنیاد صورت گرفت. مشارکت کنندگان، نخبگان استان شامل 44 نفر از استادان دانشگاه مرتبط با فعالیت ­های دانش­ بنیانی و مدیران شرکت­ های دانش­ بنیان و واحدهای فناور بودند. نمونه‌گیری تحقیق، نمونه ­گیری نظری و تکنیک جمع‌آوری داده­ ها مصاحبه عمیق و نیمه­ ساختاریافته بود.

یافته‌ها: تحلیل یافته ها منجر به استخراج راهبردها در دو سطح گردید. در سطح شرکت ­های دانش­ بنیان، «داشتن برنامه تخصصی منطبق با شرایط اقتصادی کشور»، «تعریف پلن ­های مختلف درآمدی»، «تأمین مالی غیر تسهیلاتی»، «ساخت محصول تقاضامند»، «تنوع بخشیدن به سبد تولیدی و تولید محصولات جانبی»، «تولید محصول با محوریت فروش به مردم»، «ایجاد فضای کارگاهی»، «ایجاد تعاونی دانش». در سطح نهادی سازمان­ های متولی شرکت ­های دانش ­بنیان و واحد­های فناور، «ایجاد رده ­بندی شرکت ­های دانش‌بنیان»، «وجود مراکز بلا استفاده دولتی در سطح شهرستان­ها»، «رده‌بندی اقتصادی شرکت­ها»، «فراهم‌کردن فرصت برای ورود سرمایه­ گذار به شرکت».

نتیجه‌گیری: براساس یافته ها، به ‌کارگیری راهبردها باید در دو سطح انجام شود. برخی را خود شرکت­ها و برخی دیگر را سازمان ­های مرتبط با شرکت‌‌های دانش ­بنیان یعنی پارک های علم‌ و فناوری و مراکز رشد دانشگاه­ها باید انجام دهند. این اقدامات نه ­تنها ریسک شکست شرکت­های دانش ­بنیان و واحدهای فناور را کاهش می­دهد بلکه انعطاف پذیری و تاب آوری شرکت­ها را نیز افزایش می­بخشد. توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان نه صرفاً با اتکا به ایده‌های فناورانه، بلکه با طراحی راهبرد های جامع مدیریتی، مالی و نهادی و تعامل سازنده میان شرکت‌ها و نهادهای پشتیبان امکان‌پذیر است.